تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
« چون به أمير مؤمنان عليه السّلام رسيدند سلام كردند » « 1 » ، عبد اللّه بن خليفه عرض كرد : به خدا سوگند آنچه از جماعت و خوشرفتارى اينان مىبينم مرا خوش‌حال كرده است . آنان به سخن آمده ( به وفادارى خود ) اقرار كردند ، و خدا گواه است كه هيچ سخن‌گويى را بليغ‌تر از سخنگوى آنان نديده‌ام . « عدىّ بن حمير طائى برخاسته ، حمد و ثناى الهى به جاى آورد و گفت » « 2 » : من در زمان رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله اسلام آورده زكات پرداختم . اكنون پس از او با از دين برگشتگان پيكار مىكنم ، من با اين عمل خود پاداش خدا را خواهانم ، پاداش هر كس كه نيكويى كند و تقوا پيشه سازد بر خداست . ( اى أمير مؤمنان عليه السّلام ! ) به ما خبر رسيده كه مردانى از مكّيان پيمان با تو را شكستند و ظالمانه با تو ناسازگارى كردند ، ما آمده‌ايم كه در راه حق شما را يارى كنيم ، اكنون ما در ركاب شماييم ، به هر چه مىخواهى فرمانمان ده . سپس اين أشعار را سرود : ما پيش از آنها خدا را يارى كرديم ، اكنون به حق ، سراغ ما آمده‌اى پس تو يارى مىشوى . ما جدا از همهء مردم جملگى تو را بس هستيم و شما براى يارى ما از همه شايسته‌ترى . أمير مؤمنان عليه السّلام فرمود : خداوند از اسلام و اهل اسلام به همهء شما پاداش حق دهد ، شما مشتاقانه اسلام آورديد و با برگشتگان از دين پيكار كرديد و نيّت نصرت مسلمانان داشتيد . « سعيد بن عبيد بخترى كه از بنى بختر بود برخاسته عرض كرد » « 3 » : اى أمير مؤمنان عليه السّلام ! برخى مىتوانند آنچه در دل دارند به زبان آورند و برخى نمىتوانند ، اگر سخن گويند دشوار است و اگر نگويند غم و بىتابى آنان را از پا درآورد ، به خدا سوگند من نمىتوانم همهء آنچه در دل دارم به زبان آورم ولى مىكوشم بيان كنم و توفيق از خداست : امّا من در نهان
هامش
( 1 ) فلمّا انتهوا إليه سلّموا عليه . ( 2 ) و قام عديّ بن حاتم الطّائي فحمد اللّه و أثنى عليه ، ثم قال : ( 3 ) و قام سعيد بن عبيد البختري من بني بختر فقال :