عيادت حسين عليه السّلام مىآيى ؟ ! باز اين مرا بازنمىدارد از اينكه به تو اندرزى دهم ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم فرمود : هيچ مسلمانى به ديدار بيمارى نمىرود مگر آنكه از لحظه عيادت تا غروب آفتاب - اگر روز باشد - يا تا طلوع آفتاب - اگر شب باشد - هفتاد هزار فرشته بر او درود مىفرستند .
جنگهاى على عليه السّلام
چون أمير مؤمنان عليه السّلام دست به كار حكومت شد ، گروهى پيمان شكستند و دستهاى شورش كردند و طائفهاى ( از دين برگشته ) مرتدّ شدند ، أمير مؤمنان عليه السّلام - به همانگونه كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله خبر داده بود - با هر سه گروه جنگيد و در تمام اين جنگها حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام در ركاب حضرتش بودند .
حسين عليه السّلام در جنگ جمل
[ 98 ] - 33 - شيخ مفيد ، با سند خود از جابر جعفى ، از امام باقر ، از امام سجّاد ، از امام حسين عليهم السّلام نقل كرده كه فرمود :
« هنگامى كه أمير مؤمنان عليه السّلام براى نبرد با ناكثين از مدينه به سوى بصره رهسپار شد ، در ربذه فرود آمد و چون از آنجا كوچ كرد ، عبد اللّه بن خليفه طائى - كه در منزلگاه قديد فرود آمده بود - با او ديدار كرد ، أمير مؤمنان عليه السّلام او را نزديك خود برد ، عبد اللّه به حضرت عليه السّلام گفت » « 1 » : سپاس و ستايش از آن خداوندى است كه حق را به صاحب حق برگرداند و آن را در جاى ( راستين ) خود نهاد ، خواه گروهى را ناخوشايند باشد يا خوشايند .
به خدا سوگند آنان محمّد صلّى اللّه عليه و آله را نيز خوش نداشتند و مخالفت كردند و با او به نبرد برخاستند ، خدا نيز كينه آنان را به خودشان برگرداند و بدفرجامى را بر آنان نهاد .
( اى أمير مؤمنان عليه السّلام ! ) به خدا سوگند هر جا كه باشد ، براى حفظ ( حرمت ) رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله
هامش
( 1 ) لمّا توجّه أمير المؤمنين عليه السّلام من المدينة إلى النّاكثين بالبصرة نزل الرّبذة ، فلمّا ارتحل منها لقيه عبد اللّه بن خليفة الطّائي و قد نزل به منزل يقال له : « قائد » ، فقرّبه أمير المؤمنين عليه السّلام فقال له عبد اللّه :