تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 163

مساهمون:

ص١٦٣
( امير مؤمنان عليه السّلام ) رسيد ، ( ايستاد و ) با صداى زير و بم دارى از خود درآورد ، امام عليه السّلام نيز چون او پاسخش داد ، سپس از منبر پائين آمد و خود را از ميان جمعيت بيرون كشيد و با شتاب هر چه بيشتر ناپديد شد و ديگر او را نديدند » « 1 » . مردم پرسيدند ، اى امير مؤمنان ! اين مار چه بود ؟ فرمود : اين « درجان بن مالك » جانشين من بر جنّيان است ، آنان در يك مسألهء دينى با هم اختلاف داشتند ، او را به سوى من فرستادند تا دربارهء آن از من بپرسد ، من هم پاسخ دادم او پاسخ را دريافت و به سوى آنان برگشت .

فرشتگان و تيرهاى على عليه السّلام

[ 96 ] - 31 - از امام باقر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : نجاد غلام أمير مؤمنان برايم نقل كرد كه : أمير مؤمنان عليه السّلام را ديدم كه تيرهايى را پرت مىكرد و فرشتگان آنها را گرفته به او برمىگرداندند ، پس نابينا شدم ، نزد سرور خود حسين بن على عليه السّلام آمده از نابينائيم شكايت كردم ، فرمود : « نكند فرشتگان را ديده‌اى كه پيكانها را به أمير مؤمنان عليه السّلام برمىگردانند ؟ ! » « 2 » عرض كردم : بله ، پس دست ( مبارك ) خود بر چشمانم كشيد و به قدرت خداى متعال بينا شدم .

عيادت عمرو

[ 97 ] - 32 - از حسين بن على عليه السّلام نقل شده كه فرمود : « بيمار شدم ، عمرو بن حريث به ديدارم آمد ، پس أمير مؤمنان عليه السّلام بر او وارد شد و فرمود » : « 3 » اى عمرو ! با آن وضعى كه خوددارى به
هامش
( 1 ) فعند ذلك فرّجوا له ، فما زال يخترق الصّفوف إلى أن وصل إلى عيبة علم رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثمّ جعل ينقّ نقيقا ، فجعل الإمام عليه السّلام ينقّ مثل ما نقّ له ، ثمّ نزل عن المنبر و انسلّ من الجماعة ، فما كان أسرع أن غاب فلم يروه . ( 2 ) لعلّك رأيت الملائكة تردّ على أمير المؤمنين أسهمه ؟ ( 3 ) أنّه اعتلّ ، فعاده عمرو بن حريث ، فدخل عليه عليّ عليه السّلام فقال له :