آن دو بزرگوار نيايش خود را به پايان نبردند مگر اينكه خداى متعال باران پربار آسمان را بر آنان نازل كرد .
از سلمان پرسيدند : اى ابا عبد اللّه آيا اين دعاها را به آنان آموختهاند ؟
سلمان گفت : واى بر شما ! چرا سخن رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله را به ياد نمىآوريد كه مىفرمود : هرآينه خدا فروغهاى حكمت را بر زبان اهل بيت من روان ساخته است .
جانشين امام على عليه السّلام بر جنّيان
[ 95 ] - 30 - . . . امام صادق ، از امام باقر عليهما السّلام از جدّ شهيد خود ( امام حسين عليه السّلام ) نقل كرده كه فرمود :
« يك روز جمعه على بن ابى طالب بر منبر كوفه با مردم سخن مىگفت : ناگاه صداى افتادن چيز سنگين و دويدن مردم را كه بر هم مىافتادند شنيد ، پرسيد : » « 1 » چه خبر است ؟
گفتند : مارى بزرگ كه گويى نهال بلند خرماست از در مسجد تو آمده است ، از آن در هراسيم مىخواهيم او را بكشيم ولى نمىتوانيم .
فرمود : نزديك او نشويد ، برايش راه باز كنيد فرستادهاى به سوى من است ، با من كار دارد .
« مردم راه را باز كردند . صفها را شكافت ( و پيش آمد ) تا به گنجينهء دانش رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله
هامش
منك الغيث المغيث ، و أنت الغياث المستغاث ، و نحن الخاطئون و أهل الذّنوب ، و أنت المستغفر الغفّار ، لا إله إلّا أنت ، اللّهمّ أرسل السّماء علينا لحينها مدرارا ، و اسقنا الغيث واكفا مغزارا ، غيثا مغيثا ، واسعا متّسعا مريّا ممرعا ، غدقا مغدقا غيلانا ، سحّا سحساحا ، بحا بحّاحا سائلا مسلا عامّا ودقا مطفاحا يدفع الودق بالودق دفاعا ، و يتلوا القطر منه قطرا ، غير خلّب برقه ، و لا مكذّب رعده ، تنعّش به الضّعيف من عبادك ، و تحيى به الميّت من بلادك ، و تستحق به علينا من مننك ، آمين ربّ العالمين .
( 1 ) كان عليّ بن أبي طالب عليه السّلام يخطب بالنّاس يوم الجمعة على منبر الكوفة إذ سمع وجبة عظيمة ، و عدو الرّجال يتواقعون بعضهم على بعض ، فقال لهم أمير المؤمنين عليه السّلام :