آتشين ) كشيده شود ) . « 1 » بعد فرمود : تو نزد من ( از بيت المال ) بيش از آنچه خدا برايت مقرّر فرموده ندارى ، مگر همين كه مىبينى ! برخيز و برو .
معاويه ( چون اين داستان را شنيد ) در حيرت و تعجّب شده مىگفت : هيهات ! زنان عالم از اين كه چون على عليه السّلام بزايند ناتوانند .
باران خواستن امام حسين عليه السّلام
[ 93 ] - 28 - از امام سجّاد عليه السّلام نقل شده كه فرمود : كوفيان نزد على آمده از نيامدن باران شكايت كردند و گفتند : ( از خدا ) براى ما باران بخواه أمير مؤمنان عليه السّلام به حسين عليه السّلام فرمود : برخيز و از خدا طلب باران كن ، « او برخاسته حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلّى اللّه عليه و آله درود فرستاد و عرض كرد :
بار الها ! اى بخشندهء خيرات و نازل كنندهء بركات ! آسمان را بر ما سرشار ببار ، و ما را از بارانى بسيار ، فراگير ، انبوه ، پردامنه ، پيوسته ريزان ، روان و شكافندهء ( زمينهاى خشك و تشنه ) - كه با آن از بندگانت ناتوانى را بردارى و زمينهاى مرده را زنده سازى - سيراب فرما .
آمين اى پروردگار جهانيان ! » « 2 » او دعاى خود را به پايان نبرده بود كه ناگهان خداوند باران ( سيلآسا ) فرستاد . عربى باديهنشين از برخى نواحى كوفه آمد و گفت : درّهها و تپّهها را پشت سر گذاشتم در حالى كه آب يكى در ديگرى ( از فراوانى ) پيچ و تاب مىخورد .
[ 94 ] - 29 - حميرى ، از أبو البخترى ، از امام صادق ، از امام باقر ، از امام سجّاد عليهم السّلام نقل كرده كه فرمود : عدّهاى نزد على بن ابى طالب عليه السّلام آمده از كمى باران شكايت كردند و گفتند : اى ابا الحسن ! در طلب باران ، براى ما دعاهايى بكن .
هامش
( 1 )إِذِ الْأَغْلالُ فِي أَعْناقِهِمْ وَ السَّلاسِلُ يُسْحَبُونَغافر : 71 .
( 2 ) فقام و حمد اللّه و أثنى عليه و صلّى على النّبيّ ، و قال : اللّهم معطي الخيرات ، و منزل البركات ، أرسل السّماء علينا مدرارا ، و اسقنا غيثا مغزارا ، واسعا ، غدقا ، مجلّلا سحّا ، سفوحا ، فجاجا تنفّس به الضّعف من عبادك ، و تحيي به الميّت من بلادك ، آمين ربّ العالمين .