تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
سرپرستى كنى . امير مؤمنان عليه السّلام به منبر بر آمد و فرمود : قنبر ! در ميان مردم جار بزن تا ( در مسجد ) جمع شوند . قنبر جار زده ، مردم آنچنان جمع شدند كه مسجد پر از جمعيت شد . امير مؤمنان عليه السّلام برخاسته حمد و ثناى الهى به جاى آورده فرمود : هان اى مردم ! ( فردا ) امام شما اين زن را بيرون مىبرد تا به خواست خدا حدّ الهى بر او جارى كند . اكنون اين امير مؤمنان است كه از شما مؤكّدا مىخواهد ( فردا ) چون با چهره‌هاى ناشناخته و سنگ به دست بيرون آمديد كسى در صدد شناسائى ديگرى برنيايد تا ان شاء اللّه به خانه‌هاى خود برگرديد . سپس از منبر پائين آمد . چون صبح زود شد آن را بيرون آوردند ، مردم نيز - در حالى كه چهره‌هاى خود را با عمامه‌ها و لباسهاى خود پوشانده و سنگها را در عباها و آستينهاى خود پنهان كرده بودند ، بيرون آمدند تا همگى همراه امام به بيرون كوفه رسيدند . حضرت عليه السّلام دستور داد تا گودالى كنده ، زن را در آن جاى دهند ، سپس بر استر خود سوار شده پاهاى خود را در حلقه‌هاى ركاب استوار كرد و دو انگشت سبّابه‌اش را در گوشهاى خود نهاده با صداى بلند فرمود : هان اى مردم خداى متعال به پيامبرش پيمانى را توصيه فرمود : كه محمّد صلّى اللّه عليه و آله آن را به من سفارش نمود و آن اين است كه : هر كه حدّ خدا بر عهدهء اوست ، نبايد اقامهء حدّ كند . پس هر كه چون اين زن حدّ الهى بر عهدهء اوست نبايد او اقامهء حدّ كند . راوى گويد : « آن روز همهء مردم برگشتند به جز امير مؤمنان ، حسن و حسين كه بر آن زن اقامه حدّ فرمودند : در حالى كه هيچ‌كس با آنان نبود . . . » « 1 » .

كرامت امير مؤمنان عليه السّلام

[ 89 ] - 24 - راوندى روايت كرده كه : مرد سياه پوستى نزد على بن ابى طالب عليه السّلام آمد و عرض كرد :
هامش
( 1 ) فانصرف النّاس يومئذ كلّهم ما خلا أمير المؤمنين و الحسن و الحسين عليهم السّلام ، فأقام هؤلاء الثّلاثة عليها الحدّ يومئذ و ما معهم غيرهم .