تخطي إلى المحتوى الرئيسي

موسوعة كلمات الامام الحسين ( ع ) ( فرهنگ جامع سخنان امام حسين ع ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
امير مؤمنان فرمود : من گنهكاران را بر گناهشان و كسانى را كه بيم لغزش و هلاكتشان دارم ادب مىكنم ، امّا كسى كه باباى او رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و كيش او ادب پيامبر صلّى اللّه عليه و آله است . ادبى بهتر از آن نمىبيند تا به آن رو كند . اى فرزند خطاب ! آنان را راضى كن . راوى گويد : عمر بيرون آمد و در بين راه با عثمان بن عفان و عبد الرحمن بن عوف برخورد كرد ، عبد الرحمن پرسيد : ابا حفص ! چه كردى ؟ عمر گفت : آيا با على و شير بچّه‌هاى او توان بحث هست ؟ ! عثمان گفت : ابن خطاب ! اينان فرزندان عبد مناف‌اند كه پرمايه‌اند و ديگر مردم بىمايه . عمر ( خشمگين شده ) گفت : ديگر اين سخنان فخرآميز را تكرار نكن ! از روى حماقت اين سخن را گفتى . عثمان ( نيز عصبانى شده ) جامهء او را گرفته پرتابش كرد و دورش ساخت و گفت : فرزند خطاب : گويا آنچه گفتم قبول ندارى ! عبد الرحمن دخالت كرده جداشان كرد و مردم پراكنده شدند . [ 78 ] - 13 - شيخ طوسى ، از كثير ، از زيد بن على عليه السّلام ، از امام سجّاد عليه السّلام نقل كرده كه فرمود : روز جمعه‌اى حسين بن على عليه السّلام نزد عمر كه بر منبر بود آمده و به او فرمود : از منبر پدرم پايين بيا ، عمر گريست ، سپس گفت : فرزندم ! راست مىگويى ، اين منبر پدر توست نه منبر پدر من ، على عليه السّلام فرمود : ( اى عمر ! ) به خدا سوگند ( حسين عليه السّلام ) اين سخن را از من نگرفته است ( سخن خود اوست ) . عمر گفت : ابا الحسن ! راست فرمودى ، من شما را متهم نمىكنم ، سپس از منبر فرود آمده ، حسين عليه السّلام را گرفت و او را بر منبر برده كنار خود نشانيد . پس با مردم سخن گفت ، در پايان گفت : هان اى مردم ! از پيامبرتان شنيدم مىفرمود : حرمت مرا در عترت و ذرّيه‌ام نگهداريد . هر كه احترام مرا در آنان حفظ كند خدا او را حفظ خواهد فرمود . آگاه باشيد لعنت خدا بر كسى است كه مرا به خاطر آنان بيازارد . اين را سه بار تكرار فرمود . « 1 » [ 79 ] - 14 - . . . عبيد بن حنين گويد : حسين بن على عليه السّلام فرمود : « من ( روزى ) نزد عمر بن خطاب
هامش
( 1 ) شايد اعتراض امام حسين عليه السّلام به همين كيفيت در فرصتهاى گوناگون تكرار شده باشد و اين ماجرا و واكنش مطلوب عمر در ابتدا و آن ماجراى پيشين در انتها رخ داده است ( ترجمه ) .