او را بايد به مردم برسانم ؛ و هركس خدا را عصيان كند يعنى به اين پيامها بىاعتنا باشد و بر ضدش رفتار كند و يا رسولش را عصيان كند ( عنوان « رسول » اين مفهوم را مىرساند كه چون رسولِ خداست معصيت او معصيت خداست ) براى اوست آتش جهنم كه در آنجا براى هميشه جاويد است .
پس در اين سه چهار آيه مقام عبوديت پيغمبر اكرم و به طريق اولى عبوديت ديگران بيان شده است . پيغمبر از آن جهت پيغمبر است كه بيش از هر كس به حقيقت خودش آگاه است . حقيقت خودش چيست ؟ عبوديت محض . ولىّ خدا و امام از آن جهت امام است كه به حقيقت خودش كه عبوديت محض است آگاه است .
سخن اميرالمؤمنين
از كلمات اميرالمؤمنين است كه در مفاتيح و غير آن نوشتهاند و گاهى به صورت تابلو مىنويسند و تابلو خوبى است : كَفى بى فَخْراً انْ تَكونَ لى رَبّاً وَ كَفى بى عِزّاً انْ اكونَ لَكَ عَبْداً . افتخارى از اين براى من بالاتر نيست كه تو پروردگار من هستى و عزتى براى من از بندگى من كه بتوانم بندهء تو باشم بالاتر نيست ؛ عزتى و شرافتى و بزرگيى براى من از اين بالاتر نيست و همين يك براى من كافى است كه بندهء تو باشم .
پس اى مردم ! بدانيد من خودم كه پيغمبر هستم اولين موحد و اولين موحدِ در عبادت هستم ، غير او و ذات او هيچ موجودى را پرستش نمىكنم . من عبوديت محض [ هستم . ] هيچ موجودى از جمله هواى نفس خودم ( آن كه بدتر از همه چيز است ) و نفس خودم و خودم را [ پرستش نمىكنم . ] من به عنوان يك عبد و بنده موجودى هستم كه لا امْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَ لا رَشَداً اختيار سود و زيان شما را در دست ندارم . در يك آيهء ديگر هست : بگو اختيار سود و زيان خودم را هم در دست ندارم ؛ يعنى همه چيز در دست اوست . پس اگر من بخواهم خود را در مقابل او قرار بدهم هيچ پناهگاه و جوارى نيست و هيچ موجودى نيست كه به من جوار و پناه بدهد و هيچ جا براى من پناهگاه نيست .
بعد از اين آيه كه هركس خدا را عصيان كند و رسول او را ، به خاطر مخالفتِ با آنچه كه رسول آورده است ، براى اوست آتش جهنم براى هميشه ؛ مىفرمايد : حَتّى اذا رَاوْا ما يوعَدونَ فَسَيَعْلَمونَ مَنْ اضْعَفُ ناصِراً وَ اقَلُّ عَدَداً . اينجا جملهاى مقدّر است كه بله ، عدهاى نبوت و رسالت را انكار مىكنند و آنچه را كه من ( پيامبر ) فعلًا مىگويم