تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
به او بدهيم ، رشوه‌اى به او بدهيم ، تملقى به او بكنيم فلان كار [ را انجام بدهد . ] اين يك امر غلطى است . خدا به پيغمبران قدرت مرموزى كه به موجب آن هر كارى كه دلشان بخواهد ، ميلشان باشد ، هوس كنند انجام بدهند نداده است از باب اينكه پيغمبران چنين مردمى نيستند ؛ يعنى اگر كسى در او ميلى ، هوسى ، هوايى ، حالت دلبخواهى باقى مانده باشد كه او پيغمبر خدا نيست . پيغمبر خدا آنوقت پيغمبر خداست كه براى او اساساً اين معانى مفهوم ندارد و به دليل اينكه اين معانى براى او مفهوم ندارد و در واقع از « خود » او ، از خوديت و نفسانيت او چيزى براى او باقى نمانده است مثل يك آينهء كاملًا صاف است كه جز منعكس‌كنندهء يك حقيقت ، چيز ديگر نيست . اين است كه اگر كسى به پيغمبر به اين چشم نگاه كند و او را موجودى ، قطبى - ولو يك قطب كوچك - در مقابل خدا تصور كند ، اين امر گذشته از اينكه شرك به خداست ضد پيغمبرشناسى است يعنى پيغمبرشناسى هم نيست . حال در اين دو سه آيه ، يكى مقام عبوديت پيغمبر را نسبت به خدا خوب منعكس مىكند و يكى طرز پيغمبرشناسى را به ما مىآموزد . پيغمبر آن وقت كه ما او را با خدا مقايسه مىكنيم ، يا وقتى كه او خودش را از نظر توحيد و رابطه‌اش با خدا مىسنجد ، جز عبوديت در قاموس او چيزى نيست ؛ عبدى ذليل كه از خود هيچ ندارد . جمله‌هايى كه حضرت على بن الحسين عليه السلام در دعاى ابوحمزه در مقام مناجات با خدا مىگويد آيا هيچ كدام از ما در شأنمان مىگنجد كه يك چنين حرفهايى بزنيم و اينقدر خود را در مقابل خدا ناچيز بدانيم ؟ ا نَا الضَّعيفُ الَّذى قَوَّيْتَهُ . ا نَا الذَّليلُ الَّذى اعْزَزْتَهُ . ا نَا الْفَقيرُ الَّذى اغْنَيْتَهُ . ا نَا الْجاهِلُ الَّذى اعْلَمْتَهُ ( يا عَلَّمْتَهُ ) و از اين‌جور تعبيرات ؛ يعنى من چيزى نيستم ، آنچه از من است ضعف و جهل و ناتوانى و فقر است ؛ هرچه من دارم همان است كه تو به من داده‌اى ، از من نيست از توست ، تويى كه به من داده‌اى . هركس جز اين دربارهء پيغمبران يا اولياء خدا تصور كند نه خدا را شناخته نه پيغمبرش را و نه آن ولىّ خدا را . ببينيد ! پشت سر « قُلْ انَّما ادْعوا رَبّى وَ لا اشْرِكُ بِهِ احَداً » مقام عبوديت او را ذكر مىكند . من جز خدا به چيزى توجه ندارم ، جز خدا چيزى و كسى را نمىخوانم ؛ هيچ چيزى را و هيچ كسى را شريك با پروردگار خودم قرار نمىدهم ( نه فقط معناى