تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 798

مساهمون:

ص٧٩٨
رغبت پيدا كرد به آن چيز و رو آورد به آن . اگر با « عنه » به كار برده شود معنايش بىرغبتى و اعراض است ، با « اليه » به كار برده شود معنى آن رغبت و توجه است . همچنين لغت « عدل » دو معنى متضاد دارد . اگر با كلمهء « عنه » به كار برده شود معنايش عدول است . گاهى به طور شوخى مىگويند فلان كس عادل است . بعد مىگوييد چطور به اين آدم مىگوييد عادل است ؟ مىگويد مقصودم اين است كه عادلٌ عن الحق ، يعنى عدول كرده از حق ؛ چون عادل گاهى به معنى عدول‌كننده از حق مىآيد ؛ در صورتى كه در معناى ديگر ، عادل يعنى كسى كه استقرار پيدا كرده بر حد وسط و اعتدال . پس گاهى به معنى اعتدال مىآيد گاهى به معنى عدول . كلمهء قسط و قاسط هم همين‌طور است . خود قسط يعنى بهره ، سهم ، نصيب . اگر گفتيم كه اين شخص قسط خود را گرفته ، يعنى حق خود ، سهم خود ، نصيب خودش را گرفته است . اگر آن را به وزن فاعل به كار ببريم يك معنا مىدهد ، به وزن مُفعِل ( باب افعال ) به كار ببريم معناى ضدش را مىدهد . اگر بگوييم « مُقْسِط » يعنى برقراركنندهء حق و عدالت ؛ اگر بگوييم « قاسط » يعنى منحرف شونده و عدول‌كنندهء از حق و عدالت . در زبان عربى اين خصوصيات هست كه هر صيغه‌اى يك معنايى مىدهد و گاهى صيغه‌هاى مختلف معناهاى متضاد مىدهند ؛ از جمله اينجاست . اينجا كه « قاسطون » مىگويند يعنى عدول‌كنندگان ، منحرف شوندگان . به اصحاب معاويه كه قاسطين مىگفتند به همين دليل بود . حديثى است از پيغمبر اكرم كه به اميرالمؤمنين على عليه السلام فرموده بود : يا عَلِىُّ سَتُقاتِلُ بَعْدِىَ النّاكِثينَ وَ الْقاسِطينَ وَ الْمارِقينَ . تو بعد از من با سه گروه خواهى جنگيد : ناكثين ، قاسطين و مارقين . ناكثين از نَكْثْ است . نكث يعنى باز شدن . اگر رشته‌اى را محكم كرده باشند بعد بازش كنند اين را نكث مىگويند . مقصود اين است : گروهى هستند كه ابتدا با تو پيمان مىبندند بعد پيمان خودشان را نقض مىكنند . اينها همان اصحاب جمل بودند ، اصحاب عايشه و طلحه و زبير ، كسانى كه قبل از ديگران آمدند با على عليه السلام بيعت كردند بعد نكث عهد و نقض بيعت كردند . قاسطين يعنى گروه منحرفان كه از اول منحرف بودند . مقصود گروه معاويه و اصحاب معاويه است كه در صفين با حضرت جنگيدند . و اما مارقين يعنى خارج‌شوندگان ، بيرون شوندگان . كلمهء « مَرَقَ » در جايى گفته مىشود كه مثلًا تيرى از كمانى به شدت بيرون مىرود . مارقين مردمى از اصحاب خود على عليه السلام بودند . مقصود خوارج است . آنها از اصحاب خود على بودند ؛ سر يك حادثه‌اى كه حادثهء حكميّت بود به سرعت از او دور شدند و به سرعت خودشان را از اسلام جدا كردند .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 798 | مرتضى مطهرى