مطابق آن تعريف است : الْاسْلامُ هُوَ التَّسْليمُ « 1 » اسلام يعنى اطاعت امر حق ، تسليم امر خدا بودن . به هر درجه كه انسان مطيع امر خدا باشد مسلم است و به هر درجه نباشد كافر است .
پس اسلام به قول فلاسفه تشكيكبردار است يعنى درجهبندى مىشود . ما افرادى داريم كه صددرصد مسلمند يعنى صددرصد تسليم امر پروردگارند و در هر موضوعى آنچه را كه خدا بخواهد همان را مىخواهند . اين را مىگوييم مسلمان صددرصد . ممكن است يك مسلمانى باشد نود درصد مسلم است ده درصد ديگر عاصى است ، نود درصد مطيع و تسليم است ده درصد ديگر متمرد . اين يك مسلمان نود درصد است . ممكن است يكى هشتاد درصد يا پنجاه درصد مسلم باشد ؛ يكى هم ممكن است دو درصد مسلم باشد . پس اين جور نيست كه هركس اسمش « مسلمان » بود و شهادتين گفت ، ديگر همه در يك درجه مسلم هستيم .
مِنَّا الْمُسْلِمونَ بعضى از ما مسلم و مطيع امر پروردگاريم وَ مِنَّا الْقاسِطونَ و گروهى از ما قاسط هستيم . قاسط به معناى منحرف و عدولكننده است . فَمَنْ اسْلَمَ فَاولئِكَ تَحَرَّوْا رَشَداً اما گروهى كه اسلام را اختيار كردهاند ، تسليم امر پروردگار هستند و امر پروردگار را اطاعت مىكنند و به كار مىبندند ، آنها راه رشد و هدايت و كمال خودشان را جستجو كردهاند . وَ امَّا الْقاسِطونَ فَكانوا لِجَهَنَّمَ حَطَباً اما قاسطها يعنى منحرفان هيزم جهنم هستند .
معنى كلمهء « قاسط »
در زبان عربى بعضى كلمات هست كه داراى دو معنى متضاد است ، به اين معنا كه گاهى يك كلمه اگر با يكى از حروف جارّه - به اصطلاح ادبا - استعمال بشود يك معنا مىدهد ، با حرف ديگر از حروف جارّه معنى ضدش را مىدهد . مثلًا كلمهء زهد .
يك وقت ما مىگوييم زَهِدَ الَيه ، يك وقت مىگوييم زَهِدَ عَنْهُ . اگر بگوييم زَهِدَ عَنْهُ يعنى بىرغبت به آن چيز شد ، اعراض كرد از آن چيز . اگر بگوييم زَهِدَ الَيه يعنى
هامش
( 1 ) . نهجالبلاغه ، حكمت 125 .