پيغمبر ايمان آوردى ؟ گفت : آيا خدا وقتى كه مىخواست مرا خلق كند با پدرم مشورت كرد و من را خلق كرد كه من حالا خواستم به خدا ايمان بياورم با پدرم مشورت كنم ؟ يعنى رابطهء يك انسان با خدا از رابطهاش با هركس ديگر نزديكتر و قويتر است . گيرم مشورت مىكردم و پدرم مىگفت : نه ، [ آيا بايد حرف او را گوش مىكردم ؟ ]
اينها هم گفتند : وَ انّا لَمّا سَمِعْنَا الْهُدى امَنّا بِهِ ما به صرف اينكه شنيديم منتظر كسى نشديم و ايمان آورديم . فَمَنْ يُؤْمِنْ بِرَبِّهِ هركسى كه به پروردگار و خالق و پرورشدهندهء خود ، آن ذاتى كه از هر ذات ديگر به او نزديكتر است ، ايمان بياورد فَلا يَخافُ بَخْساً وَ لا رَهَقاً . ( بَخس يعنى نقص و كاستى . ارهاق يعنى فرا گرفتن ؛ مقصود مسلط شدن يك امر مكروه و نامطلوب است . ) كسى كه به خداى خودش ايمان بياورد و پيوندش را با پروردگار خود محكم كند هيچ بيمى از كاستى و پيش آمدن كارهاى سخت و نامطلوب ندارد ؛ يعنى وقتى كه پاى ايمان به خدا به ميان بيايد ديگر هيچ مسألهاى براى ما مطرح نيست .
حال چرا قرآن اين مطلب را بازگو مىكند ؟ براى اين است كه انسان هم ياد بگيرد : اى انسانها ! شما از اين گروه - ولو اينكه در درجهء پايينتر هستند - ياد بگيريد كه مسألهء ايمان ما فوق همهء مسائل ديگر است .
وَ انّا مِنَّا الْمُسْلِمونَ وَ مِنَّا الْقاسِطونَ ما هم حالا دو دسته شديم ( « ما » در اينجا يعنى نه تنها اين گروه بلكه عموم اين جمع جن ؛ قبلًا هم فرمود : وَ انّا مِنَّا الصّالِحونَ وَ مِنّا دونَ ذلِكَ ) بعضى از ما مسلميم و بعضى قاسط .
معنى مسلم
مكرر گفتهايم مسلم در قرآن به معناى كسى نيست كه فقط اسلام ظاهرى داشته باشد ، صرف اينكه شهادتين را بگويد و اقرار به شهادتين بكند ؛ يك معناى بالاترى دارد ؛ يعنى اقرار شهادتين علامت و اظهار ورود در اسلام است . مثل شناسنامه گرفتن . وقتى انسان شهادتين را مىگويد معنايش اين است كه من از اين ساعت جزء شما مسلمين هستم ، شناسنامهء اسلامى گرفتم . ولى گفتن شهادتين كه خودِ اسلام نيست . خود اسلام حقيقتش چيست ؟ اميرالمؤمنين تعريف كرد و اين آيه