تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 759

مساهمون:

ص٧٥٩
او را اجرا مىكرد و اين مرد - خدا او را بيامرزد - واقعاً توانست يك تحولى در يك شهر به وجود بياورد . اين خودش يك تجربه است . و او به قدرى آدم ساده‌زيستى بود و به قدرى در تشريفات زندگى لاقيد بود كه حيرت‌آور بود و براى مثل ما قابل تحمل نيست . مثلًا ديده شده بود كه اگر چيزى پيدا نمىكرد كه الاغش را ببندد عمامه‌اش را باز مىكرد به گردن او مىبست و سر آن را به درخت مىبست يا گاهى عمامه‌اش را باز مىكرد به سر الاغ مىبست و مثل يك افسار درست مىكرد . اين قدر در زندگى بىتشريفات و لاقيد و بىاعتنا بود ! و كوشش مىكرد خودش را با مردم يكى كند . يكى كرد و توانست مردمى را حركت بدهد . اين [ قضيه ] از همان سالها - كه الآن نزديك سى و شش سال مىگذرد - براى من يك تجربهء خيلى عينى بود كه اگر كسى واقعاً بخواهد ، ولى به شرط اينكه از خودش بگذرد ، هر كسى در هر نقطه‌اى اگر بخواهد ، [ مىتواند مردم خود را به حركت درآورد . ] « 1 »

يأس و نااميدى از مردم ، امرى نكوهيده

شما مىبينيد قرآن چيزهايى را نقل مىكند كه انسان مىبيند در اين زمان نيست . نوح بيچاره مىگويد خدايا شب و روز به دنبال اين مردم دويدم ، به صورت علنى دعوتشان كردم ، به طور خصوصى دعوتشان كردم ، بيخ‌گوشى ، با لطف و خوشى ، همه‌گونه ، ولى با همهء اينها هرچه من به طرف آنها مىرفتم آنها بيشتر از من فرار مىكردند ، بدگويى مىكردند ، فحش مىدادند . من تا با آنها حرف مىزدم انگشتهايشان را به گوششان مىكردند ، مىگفتند حرفهاى نحست را نمىخواهيم بشنويم . لباسشان را به سرشان [ مىكشيدند مبادا ] چشمشان به من بيفتد . . . « 2 » نوح يك پيغمبرى بوده كه در حدود هزارسال عمر كرده است . به مرحله‌اى مىرسد كه ديگر به كلى مأيوس مىشود كه نه اين مردم و نه اولادشان [ صالح نخواهند شد . ] به دليل اينكه در خودشان و حتى در نسل اينها آدم صالحى در آينده وجود ندارد نفرين مىكند و عذاب الهى نازل مىشود ؛ در صورتى كه من خيال نمىكنم اكنون مردم در آن حد سرسختى و لجاج داشته باشند يعنى مردم به نسبت بهتر شده‌اند ؛ و
هامش
( 1 ) و 2 . [ افتادگى از نوار است . ] ( 2 )