كوچكترين كار شرى بكند روزى آن را خواهد ديد و به آن خواهد رسيد .
سهگونه تصديق
مفسرين گفتهاند - و خوب گفتهاند - كه يُصَدِّقونَ در اينجا يعنى كسانى كه تصديق دارند . ما سه جور تصديق داريم : يك تصديق لفظى ، يك تصديق عملى و يك تصديق ذهنى . يك وقت شما مطلبى را به من مىگوييد كه ما تجربه كردهايم فلان كار بد است ، فلان بيمارى را ايجاد مىكند . من مىگويم : بله . در اينجا حرف شما را تصديق كردهام . بسا هست ذهن من تصديق مىكند ، مىفهمم شما راست مىگوييد .
اما در عمل چطور ؟ ممكن است در عمل بر خلاف آنچه كه خودم به زبان تصديق كردهام عمل كنم . تصديق واقعى تصديق عملى است نه تصديق لفظى و تصديق ذهنى . تصديق عملى است كه مكمل تصديق ذهنى است ؛ يعنى تصديق تا در مرحلهء ذهن باقى بماند تصديق كامل نيست . مىفرمايد : آنان كه يومالدين را تصديق مىكنند . كدام نوع از تصديق ؟ تصديقِ عملى ، يعنى عملًا هم تصديق مىكنند ؛ عملشان بر موازينِ گواهى دادن و تصديق كردن و راست پنداشتن قيامت است .
نكتهء ديگرى كه در اينجا گفتهاند دربارهء كلمهء « يصدّقون » است . يُصَدِّقونَ فعل مضارع است . صَدَّقَ يعنى تصديق كرد ، يُصَدِّقُ يعنى تصديق مىكند . يك تفاوت فعل مضارع با فعل ماضى اين است كه فعل ماضى بر گذشته دلالت مىكند و فعل مضارع بر حال و استقبال . يك فرق ديگر اين است كه فعل مضارع در مواردى دلالت بر استمرار مىكند . اگر بگوييم صَدَّقَ فلان كس فلان چيز را تصديق كرد ؛ ممكن است اين تصديق در يك لحظه واقع شده باشد . اما اگر بگوييم فلان كس فلان چيز را تصديق مىكند ، يعنى دائماً و هر وقت كه ما بخواهيم او را تصديق مىكند .
آنوقت « وَ الَّذينَ يُصَدِّقونَ بِيَوْمِ الدّينِ » يعنى كسانى كه دائماً قيامت را تصديق دارند ، يعنى عملشان عملى است كه هميشه گواهى مىدهد ، تمام وجودشان گواهى مىدهد به اينكه قيامتى هست .
خوف و رجاى مؤمن
وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقونَ . انَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمونٍ كسانى كه از عذاب پروردگار خودشان ترسناكند ، خوف خدا دارند ، چرا ؟ چون نسبت به عذاب الهى