يك وقت تخطى كند . اين ، جنبهء انسانى قضيه و به اصطلاح جنبهء يَلِىالنفسى آن .
اما جنبهء الهى و يَلِىالرّبى قضيه . در جنبهء يلىالربى ، انسان بايد اينقدر عرفان داشته باشد كه [ بداند ] هرچه از ناحيهء خدا به انسان مىرسد فضل است . خدا هرگز به عدلش با هيچكس عمل نمىكند ، با همه با فضلش رفتار مىكند . اگر با عدلش بخواهد رفتار كند يك نفر از خدا طلبكار نمىشود . پس هرچه هست فضل اوست .
يك وقت مىگوييم خداوند هرگز ضد عدل عمل نمىكند ، اگر ضد عدل عمل كند كه ظالم است ؛ بنابراين من به عدلش مىچسبم . جواب اين است اگر به عدلش رفتار كند كلاه همه پس معركه است ، پس باز فضل اوست . فضل را كسى نمىتواند بر خدا حتم كند كه حتماً فضلت بايد باشد . لذا خصلت مؤمن اين است كه همانطورى كه رجاء و اميدش را به رحمت حق از دست نمىدهد خوفش را هم از رحمت حق از دست نمىدهد . مؤمنترين مؤمنها ، هم به رحمت حق اميدوارتر از همهء مردم است و هم از عذاب پروردگار ترسناكتر است ؛ مثل خود على عليه السلام . اين است كه فرمود : وَ الَّذينَ هُمْ مِنْ عَذابِ رَبِّهِمْ مُشْفِقونَ . انَّ عَذابَ رَبِّهِمْ غَيْرُ مَأْمونٍ .
حفظ دامن
وَ الَّذينَ هُمْ لِفُروجِهِمْ حافِظونَ . مثالى از شهوات انسان ذكر كرده است ، از آن چيزى كه قويترين و نيرومندترين شهوتها و ميلها در انسان تشخيص داده شده است و آن شهوت دامن است : و آنان كه دامنهاى خودشان را از آلودگى حفظ مىكنند . پيغمبر فرمود : هركسى كه از شر سه شهوتِ خودش محفوظ بماند از همهء شرور محفوظ مانده است : زبان ، شكم و دامن . برخى شهوتها شهوتهاى زبانى است يعنى شهوتهاى گفتنى است . غيبت كردن يك شهوت زبانى و يك ميل زبانى است .
در اينجا شهوت دامن را كه قويترين و خطرناكترين شهوات است به عنوان نمونه طرح فرموده است : آنان كه دامنهاى خودشان را نگهدارى مىكنند . ولى قرآن براى اينكه اشتباه نشود فوراً استثنا مىكند . در آن زمانها اين اشتباهات به واسطهء رواج مسيحيت زود رخ مىداد . فكر مىكردند كه شهوت جنسى ، كم يا زيادش ، بالذات پليد است ، لهذا تجرد را بر تأهل ترجيح مىدادند و هر تأهلى را نوعى گناه مىدانستند ولى گناهى كه بهتر است انسان مرتكب بشود براى اينكه از گناهان بيشتر مصون بماند ؛ مىگفتند آدمهايى كه قوى و بااراده هستند و مىتوانند مجرد بمانند