نمىشود مطمئن بود ، هيچ كس نمىتواند ادعاى اطمينان كند و بگويد من كه قطعاً از عذاب الهى مأمونم . اين خيلى عجيب است و همان مطلبى است كه مىگويند از خواص و خصلتهاى ايمان اين است كه يك مؤمن [ هميشه خوف خدا را دارد و در مقابل ، ] هيچ وقت اميدش را به رحمت پروردگار در هيچ شرايطى از دست نمىدهد .
مؤمن آدمى است كه اگر فرض كنيم گناهان ثَقَلَين را مرتكب شده است نبايد فكر كند كه ديگر گذشته است ؛ « گذشته » وجود ندارد ؛ يعنى باز در باز است ، به اين معنا كه اگر واقعاً توبه كند خدا مىپذيرد . رحمت الهى اينقدر بىپايان است كه فقط تا وقتى كه انسان درِ رحمت را به رويش بسته رحمت نمىآيد ؛ مثل اينكه درِ يك بطرى شيشهاى را ببنديد و در دريا ببريد . ولى اگر در را باز كنيد امكان ندارد نيايد . توبه در را به روى خود باز كردن است . در را كه باز كنى آن مىآيد . بنابراين هر كسى در هر شرايطى اگر از توبه نااميد بشود ، بگويد ديگر از توبه هم كارى ساخته نيست ، اين بزرگترين گناه است .
معاذ بن جبل از اصحاب پيغمبر نزد ايشان آمد و گفت : يا رسولَاللَّه ! جوانى پشت در گريه مىكند و گريهاش امان ندارد و هرچه به او مىگوييم ، مىگويد من گنهكارم . فرمود : او را بياوريد . آمد . گريه امانش نمىداد . فرمود : چيست ؟ گفت : من گناهكارم . فرمود : گناهت را بگو . گفت : يا رسولَ اللَّه گفتنى نيست و خدا مرا نخواهد آمرزيد . فرمود : گناه تو بزرگتر است يا درياها ؟ گناه من . گناه تو بزرگتر است يا ريگهاى بيابان ؟ گناه من . گناه تو بزرگتر است يا قطرات باران ؟ گناه من . فرمود : گناه تو بزرگتر است يا رحمت حق ؟ گفت : البته رحمت حق . فرمود : گناهت را بگو . گناه بسيار بسيار زشتى بود كه پيغمبر او را از پيش خودش راند . البته راند براى اينكه آتش توبهء او را تيزتر كند . و بعد از مدتها كه او رفته بود در يك كوهى مجاور شده بود و شب و روز مىگفت : خدايا پيغمبرت هم مرا از پيش خودش راند ، فقط به درگاه تو آمدهام ، آيهء قرآن به پيغمبر نازل شد ، خدا توبهاش را قبول كرد .
در ناحيهء عذاب هم مؤمن كسى است كه اگر طاعت ثَقَلين را هم كرده باشد صددرصد نمىگويد من كه ديگر كارم تمام است ، ديگران بروند بترسند . چرا ؟ اين دو وجهه دارد : يك وجههء انسانى و نفسانى و يك وجههء الهى .
اما وجههء انسانى : براى اينكه ترسيدن از عذاب خدا در واقع ترسيدن از خدا نيست ، ترسيدن از عدل خداست ، و ترسيدن از عدل خدا ترسيدن از خود است يعنى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 724
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧٢٤