در آن وقت در انسان حالت عبادت پيدا مىشود ، بعد ممكن است برود هزار ركعت نماز پشت سر همديگر بخواند . ولى آن حالت موقت كه رفع شد ، تا پنج سال ديگر هم دنبالش نمىرود . يا يك كسى تحت تأثير گفتار يك نفر قرار مىگيرد و يك دفعه به اصطلاح لوطىگرىاش گل مىكند ، مىبينيد مثلًا يك ثلث مال خودش را مىبخشد و مىگويد اين قدرش را من دادم ولى اين لوطىگرى يك بار است . آن يك حالت موقت است ، اعتبار ندارد ؛ بر خلاف آنچه كه انسان مداومت كند . وقتى كه انسان مداومت بر يك عمل داشته باشد اين نشانهاى است از اختيارش و اينكه از عمق روح خودش برخاسته است نه اينكه ديگرى او را تحت تأثير خود قرار داده باشد .
شخصى از يك واعظ نقل مىكرد كه من منزل يك كسى منبر رفتم و آنجا منبرم خيلى گرم شد . بعد هم يك روضهء بسيار طولانى و گرمى خواندم . صاحب مجلس هم خيلى گريه كرد . وقتى پايين آمدم پاكتى به من داد . [ ديدم ] يك پول خيلى زيادى داده ولى يك مقدارش تاكرده و بقيه مچاله شده است . فهميدم او همينجور كه تحت تأثير قرار مىگرفته و گريه مىكرده پانصدتومان علاوه كرده ، باز كمى بيشتر ، پانصدتومان ديگر ريخته ، و همين طور پانصد تومان پانصدتومان مچاله كرده و داده است . معلوم است ، او در حالى كه دارد گريه مىكند و تحت تأثير قرار گرفته پول مىدهد ، دو ساعت ديگر هم پشيمان مىشود كه چرا اينقدر پول دادم ( خندهء حضار ) .
اين است كه نه نمازِ يكسره كه يك دفعه انسان تحت تأثير قرار بگيرد ارزشى دارد نه انفاق يك دفعه كه لوطىگرى شمرده مىشود . آنچه كه مداومت داشته باشد ، مثلًا انسان هر هفته يا هرماه انفاقى مىكند ، در حالات مختلف برايش فرق [ نمىكند ، ] و در تمام هفته تصميمش اين است كه مثلًا روز جمعه اين را من انفاق كنم ، آن وقت است كه اين كار از عمق روحش برمىخيزد . يا همان نماز و عبادت و دعاى كميل و غيره ، يك وقت شخص تحت تأثير يك كسى قرار بگيرد ، يك دفعه يك شب جمعهاى تا صبح برود دعا بخواند ، بعد همهء شبهاى جمعهء ديگر تا صبح خُر و پُف داشته باشد ، اين اثرى ندارد . ولى اينكه انسان فرض كنيد هر شب جمعه قرارش اين باشد دو ساعتش را به عبادت و دعا بپردازد اما بر اين كار مداومت داشته باشد آن وقت است كه اين كار از عمق روحش برمىخيزد و اثر تربيتى روى
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 714
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٧١٤