در آن حال در حال استمداد از خدا و در حال نيايش باشى ؛ حالِ شما در نماز حال نيايش و حال توجه به خدا باشد . در حال نماز اگر شرى به شما رسيد اعتنا نكنيد مگر شر خيلى بزرگى باشد خصوصاً اگر به كس ديگر باشد يا كسى دارد تلف مىشود كه آنجا نماز را بايد شكست . اما صِرف اينكه مثلًا يك زنبور آمد شما را گزيد آيا بايد نماز را بشكنيد ؟ ( اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً ) فوراً داد و فرياد كنيد و اضطراب نشان دهيد كه مرا زنبور گزيده ؟ خوب گزيده باشد .
به ياد دارم كه من بچه بودم ، مرحوم ابوى ما در حال نماز بودند ، پاى ايشان را عقرب گزيد و ايشان اصلًا نماز را نشكستند و ادامه دادند . اين همان انسانى است كه خُلِقَ هَلوعاً ، اذا مَسَّهُ الشَّرُّ جَزوعاً . انسان به حسب فطرت خودش يك پشه هم كه او را مىگزد آخاش بلند مىشود ، ولى بعد از آنكه به آن مرحله رسيد ديگر اين جور نيست . نماز ، انسان را اينگونه مىكند ، لااقل در حال نمازْ انسان را به اين حال نگه مىدارد . وقتى انسان پنج نوبت در روز اين تمرين را بكند خواهناخواه در همهء روز و در همهء عمرش مؤثر است .
اثر نوافل در تربيت انسان
حال آيا يك نماز كه خوانديم كافى است ؟ نه ، قرآن مىفرمايد : الَّا الْمُصَلّينَ . الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمونَ آنهايى كه بر نماز خود مداوم هستند . مقصود چيست ؟ در اينجا روايات ، خوب معنى كردهاند . از حضرت صادق و حضرت باقر عليهما السلام روايت است كه اينجا مقصود نوافل است ؛ چون در فرائض كه قرآن نمىگويد : الَّا الْمُصَلّينَ . الَّذينَ هُمْ عَلى صَلاتِهِمْ دائِمونَ آنهايى كه هميشه مثلًا نماز صبحشان را ترك نمىكنند . بديهى است اگر انسان يك دفعه نماز بخواند يك دفعه نخواند قرآن او را اصلًا مصلّى نمىداند . وقتى مىگويد : الَّا الْمُصَلّينَ ( مگر نمازگزاران ) ، نمازگزار يعنى كسى كه لااقل نماز فريضهاش را ادا مىكند . ولى از آن نظر تربيتى كه قرآن در نظر دارد مصلّى بودن - يعنى در حدى كه انسان فرائض خودش را بجا مىآورد - كافى نيست ، بايد نوافل را هم بجا آورد .
اثر نوافل در تربيت انسان بيش از اثر فرائض است چون در فرائض ، انسان كأ نّه يك حالت شبه اجبارى در خودش احساس مىكند و با خود مىگويد واجب است ،