طور دستهجمعى عمل كنيد . گفتم ما دو نوع عبادت داريم : عبادتهاى بدنى مثل نماز ، عبادتهاى مالى مثل همين انفاقات . ما به عبادت بدنى دستهجمعى كه نماز جماعت است عادت كردهايم و بايد هم عادت مىكرديم چون نماز جماعت دستور اكيد و شديد اسلام است ، ولى به اينكه عبادت مالى را به صورت دستهجمعى انجام بدهيم هنوز عادت نكردهايم . من از خانهام بيرون مىآيم ، به هركس رسيدم يك چيزى مىدهم ، شما و ديگران همينطور . [ زمانِ دادن ] فطريه مىرسد ، هركسى يك فقيرى سراغ دارد به او مىدهد . اتفاقاً ممكن است يك فقيرى باشد كه ده نفر او را مىشناسند به او بدهند و فقيرهايى باشند كه اصلًا يك نفر هم سراغ اينها نرود ؛ در صورتى كه اين اشتباه است . تَعاوَنوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوى همكارى كنيد . معنايش اين نيست كه همه با يكديگر پول بدهيد . وقتى يك كار به صورت كار دستهجمعى در بيايد ، مثلًا عدهاى در يك مسجد با يكديگر همكارى دارند ، [ كار دقيقتر و مفيدتر انجام مىشود . ]
خوشبختانه واقعاً جاى تشكر است كه الآن صندوقهاى خيريه و ذخيرهها در مساجدْ زياد پيدا شده ، قرضالحسنه دادنها پيدا شده ، و اى كاش زودتر پيدا مىشد ، و [ بيشتر هم ] « 1 » خواهد شد و كار بسيار خوبى است . عدهاى كه در يك مسجد هستند با يكديگر همكارىِ در كار خير دارند و بايد داشته باشند . يك راهش اين است كه در اطراف تحقيق كنند نيازمندها چه كسانى هستند . اى بسا نيازمندانى [ باشند ] كه به تعبير قرآن محرومند يعنى آنها اهل سؤال نيستند . قرآن مىگويد :
يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ اغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ « 2 » يعنى بعضىها آنقدر عفيفالنفس هستند كه مردم نادان آنها را اغنيا مىپندارند ؛ به اصطلاح معروف با سيلى صورت خودشان را سرخ نگه مىدارند . كمك به آنها خيلى واجبتر و لازمتر است .
افرادى بايد بروند در احوال اشخاص تحقيق كنند . وقتى كه فطرهها يا غير فطرهها داده مىشود خيلى افراد بايد رفت سراغشان و به آنها داد . در مورد سائلها
هامش
( 1 ) . [ افتادگى از نوار است . ]
( 2 ) . بقره / 273 .