است كه خود ، خود را بسازد ؛ در آن مرحلهاى كه انسان مكلف است خود ، خود را بسازد مذمّت و عيب براى اشخاصى پيدا مىشود نه در مرحلهء ابتدا . قرآن نمىخواهد اصل خلقت را بگويد كه چرا انسان اين جور آفريده شده است ؛ پس چه مىخواهد بگويد ؟
در مورد انسان و تفاوت انسان با همهء موجودات ديگر و از آن جمله حيوانات ديگر ، اين مسأله مسلّم است كه انسان يگانه فرزند بالغ دنيا و خلقت است . فرزند بالغ يعنى چه ؟ به اصطلاح حكما جمادات و نباتات و حيوان و انسان را مواليد مىگويند . اكثر مواليد و فرزندان اين عالم حكم فرزند نابالغ را دارند . فرزند نابالغ يعنى آن كه در حدى است كه پدر و مادر در هدايت و راهنمايى و در نگهدارى از او سرپرستى مىكنند . فرزند بالغ به دليل اينكه به حد بلوغ و كمال رسيده است حالت به خود واگذاشتگى پيدا مىكند .
اين به خود واگذاشتگى ، اصلى است كه در فلسفههاى امروز [ مطرح است . ]
مخصوصاً اگزيستانسيا ليستها از آن به « وانهادگى » تعبير مىكنند ، مىگويند انسان يك موجود وانهاده است يعنى يك موجود به خود واگذاشته شده است ، و اين حرف درستى است ؛ ولى اين به خود واگذاشته شدن نه به معناى طرد از خانواده است . اگر يك فرزند بالغ بخواهد از اين سر شهر به آن سر شهر برود ، ديگر شما نمىآييد همراهيش كنيد ، دستش را بگيريد و برسانيد ، بلكه به او مىگوييد تو بزرگ شدهاى خودت برو ؛ خودت مىفهمى ؛ خودت خود را اداره مىكنى ، خودت بايد بفهمى كه اگر مريض هستى بايد به روى پيش طبيب ، خودت بايد بفهمى كه با اين پول و سرمايه بايد به روى كسب و كار كنى ، زندگى كنى ، درس بخوانى ؛ يعنى اين بلوغ و كمال در انسان سبب وانهادگى انسان مىشود .
همين وانهادگى است كه ممكن است انسان را به عالىترين درجات برساند كه از ملائك پرّان شود ، و همين وانهادگى است كه انسان را از حيوان هم پستتر مىكند . انّا هَدَيْناهُ السَّبيلَ امّا شاكِراً وَ امّا كَفوراً « 1 » . اين همان حالت واگذاشتگى و وانهادگى است . انّا خَلَقْنَا الْانْسانَ مِنْ نُطْفَةٍ امْشاجٍ نَبْتَليهِ فَجَعَلْناهُ سَميعاً بَصيراً « 2 » ما انسان را
هامش
( 1 ) . انسان / 3 .
( 2 ) . انسان / 2 .