تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 693

مساهمون:

ص٦٩٣
حالت عقده‌ها و كينه‌ها و عنادهايى كه با حق و حقيقت پيدا مىكند به اين حد رسيده كه مىگويد خدايا من تاب ديدنش را ندارم ، اين بدبخت خيال مىكند اگر مرد راحت مىشود ، نمىداند اگر بميرد به صدهزار برابرِ همان مىرسد . بعلاوه اين حالتى كه تو الآن دارى كه مىخواهى فرار كنى ، از خودت دارى فرار مىكنى ؛ تو خيال كرده‌اى از خودت مىتوانى فرار كنى ؟ ! اين است كه شما مىبينيد اين عذابهايى كه قرآن براى چنين اشخاصى در قيامت و در برزخ بيان مىكند امروز براى ما غيرقابل تصور است ، در صورتى كه حق مطلب همين است و اين حقيقتى است و غير از اين نمىتواند باشد . عرض كردم انسان در اين دنيا هرگز لذت و بهجت معنوى را در آن حدى كه هست نمىتواند درك كند و همچنين عذاب را . حال ، افرادى در همين دنيا به حدى رسيده‌اند كه ديگر از قيد بدن در هر شكل آزادند و حتى قدرت خلع بدن پيدا مىكنند يعنى مىتوانند در حالى كه زنده هستند اين بدن را مثل يك لباس از خودشان بكَنند و دوباره همين بدن را داشته باشند « 1 » . اين‌گونه افراد - چون تا حد زيادى مىتوانند روح را از بدن آزاد كنند - در همين دنيا مىتوانند لذتهاى روحى و معنوى را ، اگر نگوييم در اوج همان حدى كه هست ولى قريب به آن حد ، احساس كنند ، و يا عذابهاى روحى و معنوى را . جوانى بود خيلى خوب و پاك ، و من به او اعتقاد و ايمان داشتم . نمازخواندن‌ها و حالتهايش را ديده بودم . گاهى براى من حالات خودش را نقل مىكرد . مىگفت گاهى در نماز ، در مناجات و در سحرها يك حالاتى دست مىدهد و گاهى اين حالات قطع مىشود . مىگفت آن حالت آنقدر لذيذ است و آنقدر جاذبه دارد كه اگر چند ثانيه قطع بشود من جهنم را احساس مىكنم ؛ در صورتى كه هميشه از ما قطع شده ، هيچ وقت احساس نمىكنيم . و اگر آن [ حالت ] مثلًا ده دقيقه طول بكشد ، ديگر قابل تحمل نيست ، يعنى انسان مىميرد . اللَّهُمَّ انْ كانَ هذا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِنْدِكَ فَامْطِرْ عَلَيْنا حِجارَةً مِنَ السَّماء . ببينيد عناد ، بشر را به چه حالتى درآورده ! او الآن دچار چه عنادى است و تا چه حد عناد است !
هامش
( 1 ) . اين يك امر عادى است كه خيلى اشخاص دارند . چيزى نيست كه بگوييد فقط مقام امامهاست . مقام‌كوچكى است و خيلى مهم نيست ، حتى دون شأن امامهاست .