تعبيرى عالى است آن حديث معروف كه پيغمبر اكرم فرمود ( در كلام اميرالمؤمنين هم هست ) : مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ عَرَفَ رَبَّهُ هركسى كه خود را بشناسد خداى خود را مىشناسد . مثالى عرض كنم : اين چگونه است كه انسان تا زنده است ، تا اين نيروى حياتى ، اين روح در او هست اين اندام يك نظامى دارد و اين نظام را بيست سال ، شصت سال ، نود سال حفظ كرده ؛ چشم سر جاى خودش ، ابرو سر جاى خودش ، بينى سر جاى خودش ، قلب سر جاى خودش كارش را منظم و مرتب انجام مىدهد ؛ تا اين موجود مىميرد فوراً تمام اينها شروع مىكنند به متعفن شدن و متلاشى شدن و اندامْ خود را وا مىگذارد . اين عناصرى كه در آن هست - هوا ، آب ، اكسيژن ، هيدروژن - هركدام راه خودش را پيش مىگيرد و بدن تجزيه مىشود ، هر عنصرى به جاى خودش مىرود و به [ همنوع ] خودش ملحق مىشود ، گويى هيچ چيزى نيست . اين چگونه است كه اين بدن شصت سال هفتاد سال هيچ دست به تركيبش نمىخورْد ، انگشتها وضع خودش را حفظ مىكرد ، رگها و غير آنها وضع خودشان را حفظ مىكردند ، [ ولى اكنون چنين نيست ؟ علت آن اين است كه ] آن نيروى نظامدهنده وجود ندارد .
تعبير ابنسينا
مىدانيم كه بوعلى ، هم فيلسوف درجه اول بوده هم طبيب درجه اول ؛ و متأسفانه نقاط ضعفى در زندگى او وجود داشته است . يكى اينكه بسيارى از وقت خودش را صرف وزارت و امثال آن كرد و « وقتى » مثل وقت او خيلى حيف بود كه صرف وزارت بشود ، آن هم وزارتهاى آنچنانى ، يك آدمى كه مىتوانست در [ زمينهء ] فكر خيلى خدمات جاويدان انجام بدهد . ديگر اينكه مردى بوده كه علىرغم توصيههاى خودش كم و بيش اهل عيش و عياشى بوده است . همين دو چيز سبب شد كه اين مرد كه مزاجى فوقالعاده قوى داشته [ عمر كوتاهى داشته باشد . ] آدم خارقالعادهاى است . شاگردانش نوشتهاند مزاجش خيلى قوى بود ، اندامش خيلى زيبا بود ، مرد بسيار زيبايى بود ، حافظهء بسيار قوى و هوش خارقالعادهاى داشت .
همهء عمر اين آدم پنجاه و چهار الى پنجاه و هفت سال بوده و از اين بيشتر نبوده است .
يك زندگى پرماجراى پرگرفتارى داشته است . در جوانى پدرش مىميرد ، بعد