تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 683

مساهمون:

ص٦٨٣

مقصود از « پنجاه هزار سال »

در اينجا از قيامت تعبير شده است به روزى كه اندازهء آن روز پنجاه هزارسال است . اولًا يك سؤال در اينجاست كه معنى پنجاه هزار سالِ آن وقت چيست در صورتى كه وقتى ما مىگوييم سال ، يك حسابى است كه با گردش ساليانهء خودمان مىگوييم ، يعنى آنگاه كه زمين ما يك دور به دور خورشيد مىچرخد ما مىگوييم يك سال . اگر هزار بار چرخيد مىگوييم هزار سال . اگر پنجاه هزار بار چرخيد مىگوييم پنجاه هزار سال . در آنجا كه به تعبير خود قرآن ديگر نه ماهى است و نه خورشيدى و نه زمينى و اين حسابها همه از بين مىرود ، پس « پنجاه هزار سال است » يعنى چه ؟ اين را مفسرين طرح كرده‌اند ، گفته‌اند مقصود اين است كه امتدادش امتدادى است كه اگر با اين مقياسى كه در دست شماست اندازه‌گيرى كنند آن قدر درمىآيد . سؤال ديگر اينكه آيا اين روز كه پنجاه هزارسال است ، براى همهء مردم ، يك زمان مطلق است و يك جور است ؟ يعنى همهء مردم روز قيامت را پنجاه هزار سال طى مىكنند ؟ اين را از پيغمبراكرم سؤال كردند : يا رسولَ اللَّه ! عجب روز طولانىاى است ! فرمود : به خداى عالم قسم كه آن روز بر مؤمن آن قدر مىگذرد كه يك نماز را مىخواند . اينجا هم آيه اساساً راجع به كافرين است . مسألهء زمان از يك نظر ديگر هم خيلى قابل توجه است و آن اين است كه گذشتِ زمان براى انسان با حالتى كه انسان در آن حالت قرار دارد يك نسبت مستقيم دارد ؛ يعنى انسان به هر اندازه كه خوش باشد احساسش نسبت به زمان منفى مىشود . يك كسى كه غرق در يك لذتى هست نمىفهمد چگونه اين شب صبح شد . گفت :
ببند يك نفس اى آسمان دريچهء صبح * بر آفتاب كه امشب خوش است با قمرم
برعكس ، اگر انسان در يك حال بسيار سختى باشد اجزاء زمان بر انسان بسيار كند مىگذرد . مثل اينكه كسى را ببرند در خزينهء داغ آب حمّام كه لااقل هشتاد درجه داغ باشد ، بگويند ده دقيقه بايد اينجا بمانى . آن وقت است كه ساعت را حساب مىكند و يك ثانيه ، از يك ساعتِ حال عادى قطعاً بيشتر بر او مىگذرد . و به هر نسبت كه حال انسان سخت‌تر باشد زمان بر انسان كندتر مىگذرد . اين است كه زمان را نمىشود به صورت يك امر مطلق در نظر گرفت [ و گفت ] اگر روز قيامت
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 683 | مرتضى مطهرى