تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 677

مساهمون:

ص٦٧٧
حقانىتر مىشود و به هر نسبت كه وجودش حقانىتر بشود بيشتر تغيير مىكند و وضع ، شكل ، نيرو ، اراده ، صفا ، معنويت و همه چيزش عوض مىشود . حتى ما در مورد اعمال خودمان داريم كه الَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصّالِحُ يَرْفَعُهُ « 1 » . سخن پاك - كه مقصود اعتقاد پاك يعنى اعتقاد صحيح است - به سوى او بالا مىرود و عمل صالح است كه اعتقاد پاك را بالا مىبرد . يا كلم طيّب است كه عمل صالح را بالا مىبرد ؛ باز عمل صالح هم به سوى خدا بالا مىرود . اينها در عالم غيب و ملكوت يك واقعيتهايى است غير از واقعيتهاى محسوس . نه معنايش اين است كه مثلًا نماز اين فضا و اين هوا را طى مىكند و بالا مىرود ؛ ولى يك نوع بالارفتنى در عالم واقع و نفس‌الامر دارد . اينكه در قرآن از اعلى علّيّين ( بالاترين عُلوها ) و اسفل سافلين ( پايين‌ترين سِفلها ) نام برده مىشود ، اينها يك واقعياتى است . اين است كه مىفرمايد : مِنَ اللَّهِ ذِى الْمَعارِجِ خدايى كه در نزد خود مقامات و درجات و مراتب دارد و هركس و هرچيز - انسان ، فرشته و موجودات ديگر - در يك مقام خاصى از آن مقامات قرب قرار گرفته است .

حديث قدسى

حديث معروف و مسلّمى هست و از احاديثى است كه هم شيعه قبول دارد و هم اهل تسنن ، هم اينها در كتبشان روايت كرده‌اند هم آنها ، و در معتبرترين كتابهاى ما مثل اصول كافى ذكر شده است . حديث بسيار پرمعنايى است كه يك دنيا معنى براى اين حديث هست و ذكر كرده‌اند . حديث قدسى است ؛ امام مىفرمايد كه خداى متعال فرموده است : لايَزالُ الْعَبْدُ يَتَقَرَّبُ الَىَّ بِالنَّوافِلِ دائماً چنين است كه بنده به واسطهء نوافل - يعنى عباداتى كه بر او واجب نيست و صرفاً مستحب است - [ به من نزديك مىشود . ] فرائض از يك نظر از نوافل مهمترند به دليل اينكه فرائض واجب شده . معلوم مىشود كه در درجه‌اى بوده كه بايد انسان انجام بدهد يعنى ملاكات فرائض آنقدر مهم است كه به حد وجوب رسيده . نوافل قهراً از نظر ملاكات در اين حد نيست اما يك چيزى در نوافل هست كه در فرائض نيست و آن اين است كه انسان فرائض را به حكم اينكه واجبند و اگر انجام ندهد معاقَب است انجام مىدهد ولى اگر نوافل را انجام ندهد معاقب نيست . حال عملى كه انسان اگر انجام ندهد معاقب
هامش
( 1 ) . فاطر / 10 .