تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 679

مساهمون:

ص٦٧٩
رحمانيه داريم و يك رحمت رحيميه . مقصود از رحمت رحيميه اين است كه انسان يك وقت به يك مرحله كه مىرسد مثل كسى است كه مىخواهد به مركزى نزديك بشود ؛ تا به يك مرز نرسيده ، با قدم خودش مىآيد ؛ به آن مرز كه مىرسد يك مرتبه جاذبهء آن مركز او را مىكشد ؛ مىگويند سالك مجذوب . مىرسد به مرحله‌اى كه محبت الهى او را فرا مىگيرد . آنجا كه محبت آمد ، دست محبت الهى او را به سوى خودش مىكشد . حَتّى احِبُّهُ تا من او را دوست مىدارم . فَاذا احْبَبْتُهُ . . . همين‌قدر كه من او را دوست داشتم ، ديگر از آن هويت و منيت او چيزى باقى نمىماند ، همه چيز او من مىشوم . فَاذا احْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ گوشى كه مىشنود منم وَ بَصَرَهُ الَّذى يُبْصِرُ بِهِ چشمى كه مىبيند منم وَ يَدَهُ الَّذى يَبْطِشُ بِها دستى كه حركت مىدهد منم . [ همهء امور خود را ] تفويض و واگذار كرده است . معنى عصمت هم همين است . اين ، معنى معارج و مراتب و درجاتى است كه انسان يا موجودات ديگر بالا مىروند ؛ و اين نهايت هم ندارد . اين جور نيست كه به يك جا كه برسند كار تمام بشود كه اين آخرين مرحله است . هرچه بالا بروند باز ظرفيت رفتن هست ؛ تا ابد كه بالا بروند باز ظرفيت رفتن هست . تَعْرُجُ الْمَلائِكَةُ وَ الرّوحُ الَيْهِ فى يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمسينَ الْفَ سَنَةٍ . فَاصْبِرْ صَبْراً جَميلًا . ملائكهء الهى به حكم آيهء « وَ ما مِنّا الّا لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ » « 1 » ( هريك از ما فرشتگان مقام معين و معلوم و درجه و معرج معين و مشخصى داريم ) از مقام خودشان هرگز تجافى نمىكنند . بله ، به امر خداوند ، به امر الهى و مشيّت الهى تدبير اين عالم به آنها واگذار است . عالم ما كه عالم طبيعت است چون در ذات خود مستشعَر به هدف و شعور و نظام و اين امور نيست ، در تسخير نيروهاى ديگرى است كه قرآن از آن نيروها به ملائكه تعبير مىكند ، آنها هستند كه [ به امر ] « 2 » الهى نظام عالم طبيعت را اداره مىكنند .
هامش
( 1 ) . صافّات / 164 . ( 2 ) . [ نوار چند ثانيه‌اى افتادگى دارد . ]