تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 657

مساهمون:

ص٦٥٧
زكات رديف يكديگر ذكر مىشود ؛ صلات به عنوان عملى كه مظهرى است از ارتباط انسان با خدا ، يعنى به وسيلهء نماز انسان در مقابل خداوند اظهار عبوديت و اقرار به عبوديت مىكند ، و زكات چيزى است كه انسان به آن وسيله رابطهء خودش را با خلق خدا مشخص مىكند . هر دوى اينها دو امر فطرى براى انسان است ؛ يعنى انسان بالفطره مؤمن آفريده شده است و انسان بالفطره اخلاقى آفريده شده است . اگر انسان همان انسان باشد و فطرت خدادادى خودش ، يعنى مانعى و سدى براى اين فطرت به وجود نياورده باشد ، پيوندش با خداى خودش پيوند ايمانى و توحيدى است و پيوندش با خلق خدا هم براساس مهربانى و خيررسانى و كمك‌رسانى و جود و خدمت است . اساساً مسأله‌اى است كه آيا خداپرستى براى انسان فطرى است يا نه ؟ قرآن تصريح دارد كه فطرى است . همچنين مسأله‌اى است كه آيا حس اخلاقى ، خير اخلاقى ، احسان اخلاقى ، خدمت كردن به خلق خدا امرى است فطرى يا نه ؟ بله ، اين هم فطرى است : وَ اوْحَيْنا الَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْراتِ وَ اقامَ الصَّلوةِ « 1 » . قرآن مىگويد اينها الهام الهى است . پس اگر كسى ايندو را نداشته باشد دو امر فطرى را از خودش سلب كرده است ، يعنى در واقع خودش را در مقابل دو امرى كه بالفطره به سوى آنها در حركت بوده است بسته و مغلول كرده است . مىفرمايد اين آدم به اللَّهِ عظيم ، به ذات عظيمِ اللَّه كه ايمان به او براى وى فطرى است ايمان ندارد وَ لا يَحُضُّ عَلى طَعامِ الْمِسْكينِ در راه سير كردن گرسنه‌ها نيز ترغيب ندارد . اين بالاتر است از اينكه بگويد خودش مساكين را اطعام نمىكند ؛ زيرا يك درجه از خير اخلاقى اين است كه انسان خودش در كار خدمت كردنِ به خلق خدا - مخصوصاً سير كردن شكمهاى گرسنه - عملًا ساعى باشد ؛ بالاتر اين است كه نه تنها خودش ساعى باشد ، ديگران را هم وادار كند ( حضّ يعنى ترغيب كردن ، وادار كردن ) . اين به اللَّهِ عظيم ايمان ندارد و به طعام مسكينها ترغيب نمىكند و در اين راه كوشا و فعال نيست . خيلى فرق دارد با اينكه بگويد خودش به سهم خود كارى نمىكند ؛ مىفرمايد كوشا نيست و ديگران را وادار به سير كردن گرسنه‌ها نمىكند ، گناهش اين است كه ديگران را وادار نكرده است .
هامش
( 1 ) . انبياء / 73 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 657 | مرتضى مطهرى