است ) فزون باد خير و بركتِ آن خدايى كه همهء اقتدارها در دست اوست ( توحيد در فاعليت ) « لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » ( توحيد در عبادت و توحيد در عمل ) ؛ يعنى بدانيد كه اگر انسان به توحيد در فاعليت ايمان واقعى داشته باشد ، اگر ايمان داشته باشد كه واقعاً زمام همهء كارها در دست اوست ، آن وقت از اسباب چشم مىپوشد و توجهش به مسبّب الاسباب است . قهراً ديگر چنين كسى در عمل خودش هم خلوص نيت دارد . وقتى كه انسان كارى را براى غير خدا مىكند او درواقع از نظر توحيد در فاعليت لنگى دارد ، يعنى از باب اين است كه براى غير خدا در مقابل خدا شخصيت و استقلالى قائل است ، خيال مىكند اين مقدار خير به دست اين است و به دست خدا نيست . ولى آدمى كه مىداند همهء خيرها به دست خداست ، هرگز غير خدا را قبله و معبود و مطاع خودش قرار نمىدهد .
« لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا » كه در روايات به جنبهء « اصْوَبُ عَمَلًا » و به جنبهء « اخْلَصُ عَمَلًا » تكيه شده است . خود اخلاص عمل فرع بر معرفت است ، كه اول عرض كرديم . پس درواقع [ خلقت مرگ و زندگى ] براى اين است كه شما در عمل حد معرفتتان چقدر باشد ، حد اخلاصتان چقدر باشد ، كيفيت عملتان چه باشد . ما مكرر اين معنا را عرض كردهايم ، حتى در بعضى نوشتههايم آوردهام كه در مسألهء « ضَرْبةُ عَلِىٍّ يَوْمَ الْخَنْدَقِ أَفْضَلُ مِنْ عِبادَةِ الثَّقَلَيْنِ » ( يك ضربت على در روز خندق برتر است از عبادت همهء جن و انس ) بعضى توجهشان فقط به اثر اجتماعى اين ضربت است ، يعنى اين ضربت اسلام را نجات داد . شك ندارد كه چنين چيزى بود . ولى آنچه از نظر معنا آن ضربت را در آن حد باارزش مىكند آن كمال اخلاصى است كه على عليه السلام در وارد كردن چنين ضربتى دارد .
أ لَّذى خَلَقَ الْمَوْتَ وَ الْحَيوةَ لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفورُ .
در روايات در مورد « أَحْسَنُ عَمَلًا » بر همين دو نكتهاى كه من عرض كردم تكيه شده است ؛ يكى مسألهء اخلاص در عمل ، و ديگر مسألهء عقل و معرفت ؛ يعنى عمل نيكوتر عملى است كه با عقل و فهم و معرفت بيشتر و با خلوص نيت بيشتر و احساس عظمت و خشيت بيشتر توأم باشد .
حديثى از امام صادق عليه السلام
در اصول كافى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه حضرت همين آيه را ( لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ