تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 496

مساهمون:

ص٤٩٦
أَحْسَنُ عَمَلًا ) خواندند و فرموند : « لَيْسَ يَعْنى اكْثَرَكُمْ عَمَلًا » اشتباه نكنيد « أَحْسَنُ عَمَلًا » غير از « أكْثَرُ عَمَلًا » است « وَ لكِنْ اصْوَبُكُمْ عَمَلًا » مقصود اين است كه عملتان چقدر صوابتر باشد و حقانيت بيشترى داشته باشد « وَ إنَّمَا الْإصابَةُ خَشْيَةُ اللَّه » اصابت بستگى دارد كه تا چقدر توأم با خداترسى باشد ، كه خداترسى دنبالهء خداشناسى است « أَعْرَفُكُمْ بِرَبِّهِ أَخْوَفُكُمْ مِنْهُ » يا « أَخْوَفُكُمْ مِنْ رَبِّهِ أَعْرَفُكُمْ بِهِ » هر كس خدا را بيشتر بشناسد ، عظمت الهى را بيشتر درك مىكند و خوف خدا را بيشتر دارد ) . « وَالنِّيَّةُ الصّادِقَةُ » و صدق نيت ، كه به همان خلوص برمىگردد . بعد فرمود : « الْابْقاءُ عَلَى الْعَمَلِ حَتّى يَخْلُصَ اشَدُّ مِنَ الْعَمَلِ » باقى ماندن بر عمل كه خالص بماند ، از خود عمل سخت‌تر است ؛ يعنى بسا هست انسان در حين عمل ، عمل را خالصاً مخلصاً انجام مىدهد ، ولى بعد از عمل آن را از خلوص مىاندازد ، مثل اينكه بعد در ميان مردم بازگو مىكند براى اينكه مردم او را ستايش كنند . بعد فرمود : « الا وَ الْعَمَلُ الْخالِصُ الَّذى لا تُريدُ انْ يَحْمَدَكَ عَلَيْهِ أَحَدٌ إلَّااللَّه » عمل خالص آن عملى است كه تو نخواهى كسى جز خدا تو را بر آن عمل ستايش كند ، جز از خدا انتظار ستايش نداشته باشى . اگر عملى انجام دهى ، يك گوشهء كوچك چشمت هم به اين باشد كه مردم هم تو را خوب بدانند ، آن عمل ، عمل خالص نيست . بعد فرمود : « وَ النِّيَّةُ أفْضَلُ مِنَ الْعَمَلِ ، الا وَ إنَّ النِّيَّةَ هِىَ الْعَمَلُ » « 1 » . نيت عمل از خود عمل افضل است ، يعنى روح عمل از اندام عمل مهمتر است . اصلًا عمل يعنى نيت . بعد حضرت اين آيه را فرمود : « قُلْ كُلٌّ يَعْمَلُ عَلى شاكِلَتِهِ » « 2 » اصلًا انسان آن‌طور عمل مىكند كه نيت دارد ، يعنى عمل نموداركنندهء نيت است ، پس اساس نيت است .

دو حديث ديگر

حديث ديگرى است از حضرت رسول صلى الله عليه و آله كه ابوقُتاده گفت : از حضرت رسول
هامش
( 1 ) . حديث عجيبى است . احاديث ديگرى داريم به اين مضمون كه « نِيَّةُ الْمُؤْمِنِ خَيْرٌ مِنْ عَمَلِه » نيّت‌انسان از عملش فاضلتر است . عمل انسان مثل خود انسان است . انسان شخصيتى دارد و شخصى . شخصيت انسان به ملكات و معارف انسان است و خلاصه به روح انسان است ، و شخص انسان به همين تن انسان است ، كه تن آدمى شريف است ولى به جان آدميت . عمل انسان هم همين‌جور است ، روحى دارد و اندامى ، شخصيتى دارد و شخصى . روح و شخصيت عمل انسان نيت انسان است ؛ اندام عمل انسان پيكر عمل است ، خم‌شدنها ، راست‌شدنها ، رفتنها ، سفركردنها و امثال اينها . ( 2 ) . اسراء / 84 .