« يابنَ رسولِاللَّه » چرا ؟ مىدانى به حضور چه عظيمى دارم مىروم ؟ ! يعنى شما انسانها اگر بخواهيد به حضور يك صاحب قدرتى ، صاحب سلطهاى ، پادشاهى برويد چطور خودتان را جمع و جور مىكنيد ؛ من مىخواهم به حضور يك چنين ذاتى حاضر شوم . اين ، حد و درجهء معرفت را نشان مىدهد . دو ركعت نمازى كه باچنين حضورى خوانده شود بيشتر است از ميلياردها نماز ديگرى كه ديگران بخوانند .
خلوص نيّت
صدقهاى كه انسان در راه خدا مىدهد از نظر آن خلوص نيتش [ متفاوت است . ]
يك وقت كسى صدقهاى مىدهد ، از مال خودش چيزى به ديگران مىدهد ، در دل خودش هزار جور غرور هست : اين من هستم كه با مال خودم كه از كدّ يمين و عرق جبين خودم به دست مىآورم ، دارم جان مردم را نجات مىدهم ، چنين و چنان مىكنم . ولى يك فرد ديگر است كه اساساً براى خودش كوچكترين ارزشى قائل نيست ، خيلى در ته دلش ممنون است كه خدا او را واسطه قرار داده است ، حالتش حالت كسى است كه يك نفر ديگر [ صدقه را ] به دست او داده مىگويد : آقا اين را تو بده . اين ديگر براى خودش شخصيتى قائل نيست ، فقط اين امتنان را دارد كه من وسيله قرار گرفتم . خدا را شكر مىكند كه وسيلهء چنين كارى قرار گرفته است . چرا صدقهء سِر و مخفى اجرش بيشتر است از صدقهء علنى ؟ براى اينكه صدقهء سِر از نظر كيفيت بالاتر است ، يعنى انسان به اصطلاح معروف يك دستش مىدهد دست ديگرش آگاه نمىشود ، و حتى خود طرف متوجه نمىشود كه چه كسى به او داده است .
ما در اخبار ائمهء اطهار داريم كه افرادى بودند از خاندان خودشان بنىهاشم كه اگر ائمه مىخواستند مستقيم به آنها كمك كنند بسا بود احساس حقارت مىكردند ؛ ائمه به افراد ديگرى [ مساعده ] مىدادند و به آنها مىسپردند كه تو از طرف خودت بده و اسم ما را نبر ، نفهمند از طرف ماست . گاهى اتفاق مىافتاد كه آنها گله مىكردند ، مىگفتند : شما بيگانهها به ما مىرسيد ، ولى اين پسرعموهاى ما به ما رسيدگى نمىكنند . اينها همه به كيفيت عمل ، به جنبهء « اصْوَبُ عَمَلًا » و به جنبهء « أحْسَنُ عَمَلًا » برمىگردد .