تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
و دورانديشى و هوشيارى و ادراك شرايط زمانِ خودش و شناختن مردم ، اينها خودش ركن اساسى است . خيلى هم عالم و باتقوا باشد اما يك آدم ساده‌دل ، نتيجه چيست ؟ ابزاردست شيّادها مىشود ، يعنى ابزارى از اسلام در دست ضداسلامها ، ابزارى از علم و تقوا در دست فاسق و فاجرها ؛ فايده‌اش چيست ؟ تو هيچ اسمى از آن مسألهء عمده نبرده بودى . من نمىتوانم كسى را فقط به دليل علم و تقوا تأييد كنم درصورتىكه براى من محرز نيست كه از نظر عقل و تدبير و هوشيارى و درك شرايط زمان و درك و شناخت مردم در چه حدى است . بسيار خوب ، آدم عالم و باتقوا براى خودش آدم خوبى است ، اما من نمىتوانم مقدّرات اسلامى مردم را در دست كسى بدهم كه عقلش براى من محرز نيست . پيغمبر فرمود : « أحْسَنُ عَقْلًا » فهمشان ، عقلشان [ كاملتر باشد . ] در حديثى هست كه پيغمبر اكرم فرمود : « إنّى ما أخافَ عَلى امَّتِىَ الْفَقْرَ وَ لكِنْ أَخافُ عَلَيْهِمْ سوءَ التَّدْبيرِ » من از فقر بر امتم هراسان و نگران نيستم ، يعنى اگر امت من روزى دچار فقر اقتصادى شوند ، اين امر خطر ايجاد نمىكند ، ولى اگر دچار فقر تدبير و فكر و عقل بشوند ، آن است كه امت مرا به خطر خواهد انداخت . فرمود : يَقولُ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَقْلًا . بعد فرمود : البته آن كسى كه عقلش بيشتر باشد معرفتش بيشتر است . معرفتش كه بيشتر شد خداترسىاش بيشتر است . خداترسىاش كه بيشتر شد خلوص نيتش بيشتر است . پس همهء اينها به همديگر مربوط است . بعد فرمود : « اتَمُّكُمْ عَقْلًا وَ أَشَدُّكُمْ للَّهِ خَوْفاً » أَحْسَنُ عَمَلًا يعنى كسى كه عقلش كاملتر باشد ، از خدا بيشتر بترسد « وَ أَحْسَنُكُمْ فى ما امَرَ اللَّهُ بِهِ وَ نَهى عَنْهُ نَظَراً » در آنچه كه خدا امر كرده و نهى كرده است ، بهتر و نيكوتر دقت و فكر مىكند و شناسايى پيدا مىكند « وَ إنْ كانَ أَقَلُّكُمْ تَطَوُّعاً » اگرچه كمتر عمل مىكند . « وَ هُوَ الْعَزيزُ » و اوست تنها موجود عزيز . عزيز به دو معناست . يكى به معناى غالب مطلق كه باز همان معناى « بِيَدِهِ الْمُلْكُ وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » را تأييد مىكند « 1 » .
هامش
( 1 ) . [ اين پاراگراف را استاد شهيد در اواسط بحث و بعد از آيهء « وَ هُوَ عَلى كُلِّ شَىْءٍ قَديرٌ » بيان كرده‌اند و در آنجا فرموده‌اند : « وَ هُوَ الْعَزيزُ الْغَفورُ دنبال آيهء بعد است ، آنجا معنى مىكنيم » ولى ظاهراً فراموش شده است . ]