تسنن باشد و كمتر به اين سوره استدلال مىكنند ، در صورتى كه اين سوره در اين جهت عجيب سورهاى است .
در اول سوره خوانديم : وَ إِذْ اسَرَّ النَّبِىُّ الى بَعْضِ أَزْواجِهِ حَديثاً . داستان از اينجا شروع شد كه پيامبر اكرم صلّىاللَّه عليه به بعضى از همسران خود رازى را گفت و او افشا كرد . بعد يك مرتبه در آيهء چهارم به جاى يك نفر ، از دو نفر سخن به ميان مىآورد : « انْ تَتوبا الَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلوبُكُما » اگر توبه كنيد ، بايد هم توبه كنيد كه دلهاى شما منحرف شده است . گفتيم نمىفرمايد اگر توبه كنيد خدا توبه را قبول مىكند ؛ البته اگر توبه كنند خدا توبه را قبول مىكند ولى اگر بفرمايد چنانچه توبه كنيد خدا قبول مىكند ، لسانْ لسان مهر و محبت است . وقتى مىفرمايد اگر توبه كنيد بايد هم توبه كنيد كه خيلى كارتان خراب است ، لسان لسان خشونت است .
پس خود آيات نشان مىدهد و تاريخ هم نشان مىدهد كه دو نفر از همسران پيغمبر بودند كه پيغمبر اكرم را آزار دادند ، آزارى كه گناهى بزرگ شمرده مىشود ، در حدى كه خداوند دعوت به توبه مىكند . گفتيم از نظر تاريخ و حديث ، شيعه و سنى اتفاق نظر دارند كه اين داستان مربوط به عايشه و حفصه است و در اين بحثى نيست . سوره كه مىخواهد تمام شود ، قرآن فقط دو مثل ذكر مىكند و ديگر حرفى نمىزند : « ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ كَفَروا » خدا مثلى براى كافران مىآورد ، يا مثلى در مورد كافران مىآورد ( كلمهء « كفر » را هم به كار برده است ) . چه كسى را مثل مىآورد ؟ دو زن را مثل مىآورد . آيا ذكر دو زن در اول سوره ، با دو زن در آخر سوره ، حساب نشده است ؟ خدا از دو زن در اول سوره انتقاد مىكند و در آخر سوره مثَل مىآورد از دو زن ناصالح كه همسر دو مرد صالح بودند . آيا اين بازگشت به اول سوره نيست كه تعجب نكنيد اگر پيامبر ، بندهء صالح خدا ، دو همسر ناصالح داشته باشد . آيا اين نمىتواند اشاره به آن باشد ؟ اگر نگوييم صريح است قطعاً اشاره است .
خدا در مورد كافران ( يا براى مردمان كافر ) مثلى ذكر مىكند ؛ يكى زن نوح و ديگر زن لوط كه هر دو تحت حبالهء دو بندهء صالح ما بودند . از آن پيامبران به عنوان دو بندهء صالح ياد مىكند . « بندهء صالح » به نظر ما كوچك مىآيد . اگر مىفرمود دو پيغمبر ، اين قدر ارزش نداشت كه فرمود دو بندهء صالح ؛ چون پيامبرى منصب است و « عبدين صالحين » نشانهء بندگى است و پيغمبران بيشتر دوست دارند كه آنها را عبد بنامند تا رسول ؛ بندهاى كه خدا عبوديت او را اعتراف مىكند .
« فَخانَتاهُما » اين دو زن به شوهران خويش خيانت ورزيدند . البته اينجا مقصود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 475
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٧٥