پيغمبر حساب نكنيد ، روى عمل و ايمانتان حساب كنيد . آيا اين آيه صريح در اين مطلب نيست ؟
پس ما نمىتوانيم در مورد همسران پيغمبر فقط به دليل همسرى پيغمبر بگوييم اينها خوب هستند . البته اينكه ما در دنيا وظيفهء احترام ظاهرى داشته باشيم يك مسأله است و اينكه اعتقاد داشته باشيم كه اينها در آخرت نزد پيغمبر هستند مسألهء ديگرى است .
مثَل به زن فرعون ، در نقطهء مقابل
قرآن به دنبال اين مثل ، مثل ديگرى ذكر مىكند . همانطور كه يك همسر ناپاك به دليل همسرى با يك مرد پاك تبرئه نمىشود ، يك همسر پاك هم به دليل همسرى با يك مرد ناپاك ، ناپاك نمىشود . « وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِلَّذينَ امَنُوا امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ » و مثلى مىآورد از اهل ايمان ( بنا بر تفسيرى ) و براى اهل ايمان ( بنا بر تفسير ديگرى ) . زن فرعون را مثل مىآورد . . . « 1 » حال او چه كرده است ؟ زن فرعون ، يعنى ملكهء زمان خود ، و ملكهء زمان خود قهراً يعنى مرفهترين زن زمان خود و داراى همه نوع وسايل و امكانات . اين زن از همهء اين وسايل و از همهء اين تعلقات مىگسلد و به عقيده و ايمان خدا مىپيوندد . حس مىكند كه موسى عليه السلام كه براى واژگون كردن اين بساطى كه خودش حداكثر استفاده را از آن مىكند آمده ، بر حق است . به دعوت موسى ايمان مىآورد و از تمام اين تعلقات مىگسلد . فرعون مىفهمد كه همسرش به دشمنش ايمان آورده است . او را به بدترين عقوبتها معاقب مىكند . فرعون گفت : او نبايد به طور عادى اعدام شود و به دار كشيده شود ؛ بعضى گفتهاند دستور داد او را در جايى بنشانند و بعد سنگ بسيار بزرگى از بالا روى او پرت كنند تا در زير سنگ له شود و بعضى نوشتهاند دستور داد اين زن را با چهار ميخ به روى زمين كوبيدند . در قديم معمول بود كه با ريسمان به دار نمىكشيدند ؛ تنهء درختى انتخاب مىكردند ، بعد در حالى كه فرد زنده بود ميخ آهنى به بدنش مىكوبيدند به طورى كه از بدنش وارد آن درخت مىشد و او را چهار ميخ مىكردند و خلاصه به درخت ميخكوب مىشد .
بعد همينطور مىماند و مدتى خون از بدنش مىرفت تا وقتى كه مىمُرد . فرعون دستور داد همسرش را بخوابانند و او را چهار ميخ كنند و بعد يك سنگ آسيابمانندى روى سينهاش بگذارند تا جان بدهد .
هيچ يك از اينها تأثيرى در وضع روحى اين زن نكرد . گفت : خدايا من را از
هامش
( 1 ) . [ افتادگى از اصل نوار است . ]