الْجاهِلينَ » « 1 » پندت مىدهيم كه كارهاى جاهلانه نكن ، تو دارى براى اين پسر تقاضاى نجات مىكنى ؟ ! اين بندهء خدا عرض كرده بود : « رَبِّ انَّ ابْنى مِنْ اهْلى » « 2 » خدايا بچهء من از خاندان من است « وَ انَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ انْتَ احْكَمُ الْحاكِمينَ » « 3 » وعدهء تو حق است ، تو احكم حاكمين هستى ، حكَم بودن تو از هر حكَم بودنى بهتر است ، تو عادلترين حاكمها هستى ؛ با همهء اينها به او مىگويند : انّى اعِظُكَ انْ تَكونَ مِنَ الْجاهِلينَ ، چه فرقى ميان بچهء تو و بچههاى ديگران است ؟ همانطور كه بچههاى ديگران بايد هلاك شوند ، بچهء تو هم بايد هلاك شود .
بنابراين رابطهء پدر و فرزندى تأثيرى ندارد . اگر كسى خيال كند كه من فرزند پيغمبر هستم ، سيد هستم و حساب ما سيدها فرق مىكند ؛ چنين نيست ، حساب شما سيدها فرق نمىكند . حساب شما سيدها از اين جهت فرق مىكند كه اگر گناه كنيد دو برابر برايتان مىنويسند چون هم گناه كردهايد و هم آبروى جدتان را بردهايد ؛ البته اگر ثواب هم كنيد دو برابر مىنويسند ، چون هم ثواب كردهايد و هم به جدتان آبرو دادهايد ؛ يعنى سيد بودن به اصطلاح « اشِل » شما را بالا مىبرد و الّا اينكه تبعيضى در كار باشد محال است .
قرآن در كمال صراحت مىگويد همسرى يك پيغمبر هم كوچكترين تأثيرى در سعادت انسان ندارد . امام باقر عليه السلام همسرى گرفته بود كه زيبا بود و حضرت هم به او علاقهمند بودند . يك مرتبه ديدند حضرت اين همسر را طلاق دادند . گفتند : چرا طلاق داديد ؟ فرمود : احساس كردم او دشمن جدّم على است و من ترسيدم از اينكه با پارهاى از آتش جهنم در يك بستر بخوابم . اين مثالى است براى اين مسأله كه رابطه با همسر خوب ، [ لزوماً ] يك همسر ناصالح را صالح نمىكند و اثر روى او نمىگذارد .
قرآن آب پاك و صاف روى دست همسران پيامبر مىريزد كه روى همسرى
هامش
( 1 ) . هود / 46 .
( 2 ) و 3 . هود / 45 .
( 3 )