تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 471

مساهمون:

ص٤٧١

جهاد با منافقين

پس مقصود چيست ؟ در حديثى ديدم اين مطلب به شكل عالى توضيح داده شده و اين يكى از ادلّهء شيعه است و با آيات قبل هم تناسب دارد . دستور جهاد با منافقين در قرآن رسيده است كه همين آيه است ، يعنى جهاد با منافقين را خود قرآن مجاز شمرده است . پيغمبر اگر در زمان خودش با منافقين جهاد نكرد ، نه براى اين بود كه اساساً جهاد با منافق جايز نيست ، بلكه به آن شكلى است كه پيغمبر در سيزده سال مكه با مشركين جهاد نكرد ؛ يعنى شرايط و اوضاع در آن وقت به گونه‌اى نبود كه پيغمبر جهاد با كفار و مشركين را عملى كند . پس جهاد نكردن پيغمبر با مشركين در دوران مكه نه براى اين بود كه در آن وقت جايز نبود ، بلكه شرايط اقتضا نمىكرد . جهاد ، قانونى نيست كه در همهء شرايط به طور يكسان اجرا شود . در يك جا پيغمبر با يكى از گروههاى مخالف مىجنگد ، يك سال صلح مىكند ، بعد كه آنها صلح را نقض مىكنند باز پيغمبر با آنها مىجنگد . يا مثلًا امام حسن عليه السلام در شرايط زمان خودش صلح مىكند ، امام حسين عليه السلام در شرايط زمان خودش مىجنگد . جهاد جايز است ، ولى باتوجه به همهء شرايط و مصالح . اين آيه دلالت مىكند كه همچنان كه جهاد با كفار مشروع و جايز است ، جهاد با منافقين هم مشروع و جايز است و بايد با آنان جهاد كرد . جهاد با منافقين ، اين دستورى كه در اسلام رسيد ، همان جهادى است كه على عليه السلام كرد . چراغ سبزى كه براى على عليه السلام در جهاد با منافقين زمان خودش وجود دارد اين آيه است . جنگ جمل [ به يك شكل ] جهاد با منافق بود و جنگ صفّين و جنگ نهروان به شكل ديگرى . آيه‌اى كه چنين جهادى را اجازه مىدهد اين آيه است . اين بود كه على عليه السلام مىفرمود پيغمبر با « تفسير » جهاد مىكرد و من با « تأويل » جهاد مىكنم . تفسير و تأويل يعنى ظاهر و باطن ، بىپرده و باپرده . پيغمبر با كافرهايى جهاد مىكرد كه پرده‌اى روى كفرشان نبود ، من با كافرهايى جهاد مىكنم كه پردهء نازكى از اسلام روى خودشان انداخته‌اند ولى باطنشان همان باطن است ؛ چون منافق يعنى « باطن‌ْكافر و ظاهرْمسلمان » . جهادى كه على عليه السلام در جنگ جمل با اصحاب جمل كرد ، يا جهادى كه در صفّين با معاويه و اصحاب معاويه كرد ، همين بود . در باطن ميان معاويه و ابوسفيان فرقى نبود . معاويه همان ابوسفيان بود و ابوسفيان همان معاويه ، ولى دو شعار مختلف و متناقض داشتند كه قهراً مقتضيات و