در آيهء پيش كه فرمود : « لا تُخْرِجوهُنَّ مِنْ بُيوتِهِنَّ » گفتيم خود اين كلمه اشعار دارد كه زن در مدت عده كه مرد متعهد و عهدهدار سكنا و نفقه و همه چيز اوست [ بايد مانند گذشته زندگى كند . ] وقتى قرآن مىفرمايد : اينها را از خانهء خودشان بيرون نكنيد ، مقصود اين است كه اين خانه مال اوست ؛ همانطور كه قبل از طلاق در اين خانه بوده است ، به همان وضع و به همان حال باقى بماند ؛ و در اين جهت دو نكته مورد نظر است . يكى اينكه مرد نگويد ما حداقل وظيفه را انجام مىدهيم ؛ ما مدت حدود سه ماهى كه اين زن بايد اينجا باشد وظيفه داريم جايى به او بدهيم ، مىرويم در گوشهاى از همين منزل يك اتاقى به او مىدهيم مىگوييم همينجا باش ، بعد هم يك غذاى بخور و نميرى به او مىدهيم ، لباس هم به قدر احتياج به او مىدهيم ، مثل يك آدم بيگانه . قرآن مىگويد : در مدت عده در همان حد كه قبلًا زندگى مىكرده است زندگى كند . اين از يك جهت احترامى است به آن زن كه تحقير نشود .
يك جنبهء ديگر قضيه اين است كه اساساً اين عده و سكناى در زمان عده در همان جاى اوّلى ، براى اين است كه وسيلهاى باشد براى آشتى ، چون گفتيم طلاق « ابْغَضُ الْحَلال » است ، قرآن مىخواهد حتىالامكان مفارقت حاصل نشود ، و يكى از امكاناتى كه اسلام براى بازگشت به وجود مىآورد ، همين وضع سكونت زن در مدت عده در خانه است . و عجيب اين است كه با اينكه زن در مدتى كه مطلّقه است همسر نيست ، گو اينكه بعضى از احكام زوجيت باقى است ، ولى مخصوصاً در روايات دارد ( در تفسير الميزان مخصوصاً اين حديث را نقل كرده است ) كه زن مىتواند در اين مدت خودش را بيارايد ؛ براى اينكه بار ديگر در دل اين مرد نفوذ پيدا كند و قضيه به حالت اول بازگردد . اين يگانه جايى است كه به زن درحالىكه رسماً همسر نيست اجازهء خودنمايى و خودآرايى نسبت به مرد نيمهبيگانه داده شده است .
حال با اينكه اين مطلب به اشاره از كلمهء « لا تُخْرِجوهُنَّ مِنْ بُيوتِهِنَّ » فهميده مىشد ، ولى قرآن به واسطهء كمال اهميتى كه مىدهد تصريح مىكند : « أسْكِنوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنْتُمْ » آنها را همانجا سكنا بدهيد كه در زمان زوجيت داده بوديد ، نه اينكه تحقيرشان كنيد ، يك جاى پايينتر و پستتر به آنها بدهيد . در حدود وُجد و وجدانتان ( وجدان يعنى دريافت ) يعنى در حدود قدرت و تمكنتان به آنها جا
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 416
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤١٦