به خوبى از آنها جدا بشويد ، كه به خوبى جداشدن همان است كه در آيات ديگر نامش را « تمتيع » گذاشتهاند ، يعنى نه تنها حقوق او را به وى بدهيد ، در حد امكان خودتان زائد بر حقوق زن مطلّقه هم يك چيزى از تمكن مالى بدرقه و همراهش كنيد كه سرشار از تمكن مالى از شما جدا بشود . بعد مسألهء شهادت عَدليْن را مطرح فرمود ، و بعد موعظهاى كه « ذلِكُمْ يُوعَظُ بِهِ مَنْ كان يُؤْمِنُ بِاللَّهِ » . بعد هم مسألهء تقوا و توكّل ، كه در اينجور مسائل تا انسان تقواى الهى نداشته باشد و تا به خدا توكّل نداشته باشد اين وظايف را عمل نمىكند .
پس اينها كه در خلال اين آيات آمده است براى اين است كه زندگى خانوادگى هم - و بلكه بيشتر - نياز به تقوا و توكّل دارد . البته آيات تقوا و توكّل اختصاص به زندگى خانوادگى ندارد ، ولى اينكه در خلال آمده است براى اين است كه در اين مسائل هم تقوا و توكّل لازم است .
مدت عدّه
وَ اللّائى يَئِسْنَ مِنَ الْمَحيضِ مِن نِسائِكُمْ إنِ ارْتَبْتُمْ فَعِدَّتُهُنَّ ثَلاثَةُ أشْهُرٍ وَ اللّائى لَمْ يَحِضْنَ .
در آيات ديگر كه در سورهء بقره آمده است راجع به مدت عده كه عدهء زن چقدر است ، مشخص شده است كه « وَ الْمُطَلَّقاتُ يَتَرَبَّصْنَ بَانْفُسِهِنَّ ثَلاثَةَ قُروءٍ » زنهاى مطلّقه سه « قُرء » - كه دربارهء سه قرء بعضى گفتهاند سه « طُهْر » يا سه عادت - تربّص مىكنند ، يعنى بايد سه عادت بعد از طلاق براى اينها پيدا بشود تا عدهشان تمام شود .
ممكن است زنى باشد كه از سن حيض گذشته باشد ؛ اصطلاحاً به او « يائسه » مىگويند . ممكن است زنى باشد كه از سن حيض نگذشته است ولى حائض نمىشود . اين هم باز دو جور است ؛ گاهى محل شك است ، معلوم نيست كه علت حائض نشدنش سن است يا يك بيمارى ؛ و گاهى محل شك نيست . زنهايى كه حائض نمىشوند ولى قطعاً در سن حائض شدن هستند ، آنها تكليفشان اين است كه به جاى سه عادت سه ماه عده نگه دارند . زنهايى كه حائض نمىشوند ولى مورد شك است ( در قديم بالخصوص كه شناسنامه نبوده و سن و سالها مشخص نبوده است ، گاهى زنى احساس مىكرد كه عادت نمىشود ، ولى نمىدانست كه آيا به سن يأس رسيده است يا به علت يك بيمارى است ، كه اينها را معمولًا مىگويند :
« مسترابه » يعنى محل شك ) دربارهء اينها هم قرآن مىفرمايد سه ماه عده نگه دارند :