معنايش اين مىشود كه در هفته يك روز ، همهء مردم به استثناى معذورها و به استثناى زنها و به استثناى كسانى كه وظيفهء شُرطهگرى و مانند آن دارند كه حضورشان در كوچهها و خيابانها براى حفظ امنيت مردم لازم و ضرورى است ، در يك نماز عمومى شركت مىكنند . حتى زندانيهاى شرعى واقعى را بايد از زندانْ تحت مراقبت مأمورين بياورند و در نماز جمعه شركت بدهند و پس از انجام نماز به زندان برگردانند . اينقدر اين كار ضرورى است .
آيا اين فقط براى به جماعت خواندن يك نماز است ؟ خواندن نماز به جماعت كه در تمام ايام هفته هست . البته مىشود گفت اين هم خودش فلسفهاى است كه هفتهاى يك بار همه يك جماعت بخوانند . ولى اگر تنها فلسفهاش جماعت خواندن عمومى مىبود ، ديگر وضع نماز ظهر عوض نمىشد ، تبديل به نماز جمعه نمىشد .
تبديلشدنش - چنان كه گفتيم - به اين صورت است كه چهار ركعت تبديل شده است به دو ركعت و به جاى آن دو ركعتِ ديگر دو خطبه ايراد مىشود .
يك وقت در سخنرانيهايى در سابق تحت عنوان « خطابه و منبر » بحث كردم « 1 » و اين مطلب را گفتم كه اسلام يگانه دينى است كه سخنرانى جزء فريضهء دين در آن قرار گرفته است و سرّ اينكه مسألهء خطابه و سخنرانى در اسلام نسبت به همهء دنيا خيلى پيشرفت كرد - كه البته در شيعه يك وجه علاوهاى هم دارد كه مسألهء ذكر مصيبت امام حسين عليه السلام است - همين است كه اساساً خطابهخواندن در متن اسلام و جزء عبادات اسلام است ، خصوصاً براى زمامداران و آن كسانى كه مىخواهند اقامهء جماعت كنند . پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله تا وقتى كه در مكه بودند در حال خفا زندگى مىكردند و چون دائماً در شكنجه بودند برايشان امكان تشكيل نماز جماعت نبود چه رسد به نماز جمعه ، ولى هنوز وارد خود مدينه نشده بودند و در همين محلى كه امروز « قُبا » ناميده مىشود چند روزى اقامت كرده بودند كه جمعه رسيد ؛ در همين محل مسجد قبا كه الآن در مدينه است ، اولين جمعه « 2 » در اسلام تأسيس شد . اين مسجد قبا خيلى مسجد عزيزى است براى اسلام . مسجدى است كه قرآن به عظمت آن شهادت داده است : « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ » يعنى از اولين روزى
هامش
( 1 ) . [ اين سخنرانيها در كتاب ده گفتار چاپ شده است . ]
( 2 ) . [ يعنى نماز جمعه ]