مسألهء تعطيلى جمعه
مسألهء تعطيلى جمعه هم از آن مسائلى است كه در بعضى كشورهاى اسلامى از وقتى كه استعمار آمد آن را تغيير داد . مثلًا در پاكستان انگليسيها از زمان ورودشان به هند سعى كردند همهء سنتهاى آنها را به سنتهاى خودشان تبديل كنند . از جمله اينكه روز تعطيل را از جمعه به يكشنبه تبديل كردند . هنوز هم در پاكستان همينطور است ؛ اگر يك چيزى برگشت ، عود دادنش به حالت اول بسيار مشكل است . پاكستان اساساً به نام اسلام مستقل شد ، يعنى پاكستان در مقابل هندوستان هيچ جهتى براى اينكه يك واحد مستقل باشد نداشت مگر جهت روحى و معنوى و فكرى و ايمانى كه ما مسلمانيم و شما هندو هستيد و از نظر فرهنگ معنوى از يكديگر جدا هستيم و نمىخواهيم با شما زندگى كنيم و مىخواهيم مستقل شويم . در عين حال اينها كه در مقابل هنديها آنقدر مقاومت كردند هنوز اين سنت مسيحى را در ميان خودشان حفظ كردهاند ؛ مبدأ سالشان مبدأ مسيحى و تعطيل هفتگى آنها هم يكشنبه است .
اين را عرض مىكنم براى اين كه ما بايد توجه داشته باشيم به نغمههايى كه كم و بيش در مجلهها و در مقالات ادبى و به اصطلاح علمى و نيمهعلمى شنيده مىشود . مىنويسند اين براى ايران سبب ركود كارهاست كه تعطيلات خودمان را جمعه قرار بدهيم در حالى كه اكثريت مردم دنيا كه ما با آنها سر و كار داريم تعطيلاتشان يكشنبه است . آنوقت ما مجبوريم كه در هفته دو روز تعطيل داشته باشيم ، روز جمعه به خاطر خودمان و روز يكشنبه براى اينكه دنيا تعطيلى دارد .
پس ما براى اينكه كارمان بيشتر جريان داشته باشد ، بياييم تعطيلى جمعه را تبديل به يكشنبه كنيم . دربارهء تاريخ هم مىگويند : اكثريت مردم دنيا سال مسيحى را انتخاب كردهاند ولى ما سال هجرى را انتخاب كردهايم و اين اسباب زحمت است كه ما تاريخ خودمان را به هجرى بنويسيم و آنها به مسيحى ، پس بياييم تاريخ هجرى را به تاريخ مسيحى تبديل كنيم . اينها همه مقدمهء جذبشدن و مقدمهء هضمشدن فرهنگى در هاضمهء ديگران است .
مطلب ديگر كه اين آيه در آن مورد است نماز جمعه است . اساساً جمعه و حتى اسم « جمعه » هم اسم اسلامى است يعنى قبل از اسلام اين روز به نام روز جمعه ناميده نمىشد ؛ اسمهاى ديگرى ذكر كردهاند . خود اسلام اين اسم « جمعه » را گذاشت و چه اسم خوبى است . در ميان اسمهاى هفته كلمهء « سَبت » ( شنبه ) ريشهء