بزرگ را از تن اين اندام بريدند و تا سيصد سال بعد اين طرف دنياى اسلام خبردار نشد كه چنين عضوى را از او بريدهاند ! در تمام تواريخى كه در اين سيصد چهارصد سال نوشتهاند اشارهاى به چنين قضيهاى نيست . اولين كتابى كه در اين زمينه نوشته شد ، همين كتابى است كه مرحوم دكتر آيتى خودمان نوشتند و خيلى كتاب خوبى هم هست . در جاهاى ديگر هم همينطور است . فرض كنيد شهرهاى ايران را كه روسها بردند ، آيا ساير بخشهاى دنياى اسلام خبردار شدند كه چنين قضيهاى بوده است ؟ پس اين خطبهها و خطابهها و اين منبرها كه وظيفهء امامى است كه جمعه را اقامه مىكند ، يكى براى اين است كه تازهترين اطلاعات دنياى اسلام را به اطلاع مردم برساند .
امر ديگرى كه حضرت رضا عليه السلام فرمود اين است كه امام جمعه مصالح مردم را براى آنان بازگو كند ؛ يعنى دربارهء مصالح كلى عالم اسلام براى مردم بحث كند .
قربانىشدن نماز جمعه در ميان اهل تسنن
نماز جمعه در ميان اهل تسنن به يك شكل خاص قربانى شد . آنها ظاهرش را حفظ كردهاند يعنى نماز جمعه مىخوانند ولى به اقرار خودشان - كه در اين كتب تفاسير اغلب من مىبينم - [ روح آن حفظ نشده است . ] آيه مىفرمايد : « إذا نودِىَ لِلصَّلوةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إلى ذِكْرِ اللَّهِ » وقتى كه نداى نماز جمعه بلند مىشود ، بشتابيد به سوى ذكر حق . خداوند خطبه را « ذكر حق » ناميده است . اصلًا روح نماز جمعه همين دو خطبه است . بعدها در نماز جمعه به جاى همهء حرفها ، مدح و ثناى خلفا و سلاطين وقت گفته شد . يعنى آقاى خطيب شروع مىكرد يك سخنرانى در مدح اين آقايى كه آنجا نشسته بود ايراد مىكرد : خدا سايهء فلانكس را از سر مسلمين كم نكند و غيره .
فخررازى و ديگران مىگويند : اينها همه « ذكرالشيطان » است در حالى كه قرآن مىگويد : « فَاسْعَوْا إلى ذِكْرِاللَّهِ » . اينها را اهل سنت در كتابهايشان نوشتهاند .
ببينيد در همين نماز جمعه و خطبهء نماز جمعه كه در اسلام اينقدر داراى اهميت است بنىاميه چطور اسلام را مسخ كردند . بنىاميه سبّ و لعن على عليه السلام را جزء اركان خطبهء نماز جمعه قرار دادند . ببينيد اسلام از كجاها خورد ! وقتى اين نماز جمعهء اينچنينى كه بايد در درجهء اول به وسيلهء امام معصوم و در درجهء بعد توسط امام عادل به پا شود توسط فاسقترين و ظالمترين امامها اقامه شد ، معلوم است كه