كه تأسيس شده است ، هيچ غش و دغلى در كار آن نبوده است ، بر پايهء تقوا تأسيس شده است . « لَمَسْجِدٌ أُسِّسَ عَلَى التَّقْوى مِنْ أَوَّلِ يَوْمٍ احَقُّ أَنْ تَقومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُحِبّونَ انْ يَتَطَهَّروا وَ اللّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرينَ » « 1 » .
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله خطبههاى خود را بيشتر در همين نماز جمعهها ايراد مىكردهاند و مسائل مهم را در نماز جمعهها به مردم عرضه مىداشتند . قسمت عمدهء خطبههاى اميرالمؤمنين عليه السلام كه در نهجالبلاغه است خطبههايى است كه در نماز جمعه ايراد شده است . دلايل تاريخى بر اين امر زياد است كه يكى را عرض مىكنم [ و آن مطلبى است كه مورخين ] در [ ذيل ] يكى از خطبهها - كه گفتهاند آخرين خطبهاى است كه اميرالمؤمنين عليه السلام به صورت خطبه يعنى در منبر ايراد كردهاند - ذكر نمودهاند . البته كلمات اميرالمؤمنين منحصر به خطبه نيست . وصايا دارند يا مسائلى كه در مجلسى بيان كردهاند و ضبط شده است . حضرت در آن خطبهء آخر مردم را تحريض مىكنند براى اينكه عليه معاويه حركت كنند و بروند و خطر معاويه را براى مردم بازگو مىكنند و بعد به ياد ياران باوفا و خالص گذشتهء خود مىافتند .
در همان منبر مىگويند : « أيْنَ عَمّارٌ ؟ وَ ايْنَ ابْنُ التَّيِّهانِ ؟ وَ أيْنَ ذُو الشَّهادَتَيْنِ ؟ » « 2 » كجاست عمّار ياسر ! يعنى ما حالا عمّار ياسرى نداريم ، كه وقتى حضرت اينها را گفتند و به ياد اين دوستان خالصشان افتادند ، در منبر شروع كردند به گريه كردن . حضرت خيلى خطبهء مؤثرى در آنجا ايراد كردند به طورى كه مردم فوقالعاده گريستند و بعد از آن بود كه عدهء زيادى هم حركت كردند و به نخيلهء كوفه رفتند و در آنجا چادر و پرچم زدند و آماده شدند . تاريخ مىنويسد : « فَما دارَتِ الْجُمُعَةُ حَتّى ضَرَبَهُ الْمَلْعونُ ابْنُ مُلْجَم » « 3 » اين جمعه به جمعهء بعد نرسيد كه ضربت ابنملجم به حضرت وارد شد .
اين نشان مىدهد كه خطبهء مذكور در روز جمعه بوده است .
بعدها هم اين كار بوده است ، منتها ديگران چون چنين قدرت و توانايى را نداشتهاند ديگر چيزى به نام خطبه و خطابه از آنها باقى نمانده است كه قابل توجه باشد . [ قبل از آن نيز ] در دورهء ابوبكر نماز جمعه اقامه مىشد و همچنين در دورهء
هامش
( 1 ) . توبه / 108 .
( 2 ) . نهجالبلاغه ، خطبهء 182 .
( 3 ) . مناقب ، ج 3 / ص 194 .