خدا داناست و خداوند كارهايش بر اساس حكمت و مصلحت است .
يك مسألهء ديگر اينجا مطرح مىشود و آن اين است كه گاهى زنِ يك مرد مسلمان كه [ آن مرد ] براى او به عنوان مهر و غير مهر خرجها كرده كافر مىشود و مىرود ، بعد هم ديگر دسترسى پيدا نمىشود كه اين مرد بتواند آن خرجها را پس بگيرد ، در اينجا تكليف چه مىشود ؟ قرآن مىفرمايد در چنين مواردى باز از بيتالمال [ پرداخت شود ؛ ] صبر كنيد يك وقتى اگر غنيمتى به دست آمد از همان غنيمت عمومى ، ضررى را كه اين مسلمان از راه فرار زنش متحمل شده است جبران كنيد : « وَ انْ فاتَكُمْ شَىْءٌ مِنْ ازْواجِكُمْ الَى الْكُفّارِ » اگر چيزى از ناحيه زنهاى شما ، يعنى همان خرجهايى كه كردهايد ، از دست شما رفت و بعد نتوانستيد بگيريد « فَعاقَبْتُمْ » بعد معاقبه كرديد ، يعنى به دنبال اين كار - اينجا گفتهاند مقصود اين است كه - يك غنيمتى به دست آورديد « فاتُوا الَّذينَ ذَهَبَتْ ازْواجُهُمْ مِثْلَ ما انْفَقوا » آن افرادى كه از اين نظر متضرر شدهاند [ ضرر آنها را ] از بيتالمال از اين غنيمت جديد جبران كنيد و به آنها بپردازيد . « وَ اتَّقُوا اللَّهَ الَّذى انْتُمْ بِهِ مُؤْمِنونَ » و بپرهيزيد از خدايى كه به آن خدا ايمان داريد .
فتح مكه به دنبال صلح حديبيّه
اين دو آيهاى كه خواندم - همينطورى كه عرض كردم و مفسرين گفتهاند - بعد از صلح حديبيه نازل شده است . آيهء بعد علىالظاهر - آنطورى كه گفتهاند - بعد از فتح مكه نازل شده است . ولى اينها چون مطالبش همه به يكديگر وابسته است از اين جهت فرق نمىكند كه با هم نازل شده باشند يا نه . اين آيه راجع به بيعت زنان است ، زنانى كه مسلمان مىشوند و بعد مىخواهند بيايند با پيغمبر بيعت كنند . عجيب اين است كه در مورد بيعت هم مثل مورد اسلام ، همين طورى كه مرد وقتى مسلمان شود آزمايش كردن ايمانش لازم نيست ، اگر مردى با پيغمبر بيعت مىكند [ نيز ] ديگر شروط خاصى در بيعت نمىگنجانند ؛ ولى زنان كه مىآيند بيعت كنند قرآن يك شروط خاصى را [ ذكر مىكند و ] مىفرمايد حتماً اين شروط را قيد كنيد و اينها را در متن بيعت قرار بدهيد .
همينطورى كه عرض كرديم ، صلح حديبيه نتايجش از همهء جنگهايى كه در گذشته بود بيشتر شد ، چون صلحى بود كه درست و دقيق در جاى خودش صورت