تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 230

مساهمون:

ص٢٣٠
گرفت . مكه تقريباً زمينه‌اش آماده شد . در فاصلهء اين دو سالِ صلح حديبيه تا فتح مكه ، عدهء زيادى مسلمان شدند . مسلمين هم آزادى پيدا كرده بودند و در مكه تبليغ مىكردند . ديگر اساساً رمقى از نظر روحى براى كفار باقى نمانده بود . تبليغات دروغى كه كفار كرده بودند ( خيلى تبليغات دروغ راجع به پيغمبر مىكردند ) بعد معلوم شد كه همه‌اش دروغ است ، و اين آرزو در دل تودهء مردم مكه پيدا شده بود كه مسلمان شوند .

شروط بيعت زنان

بعد از فتح مكه - كه آن را هم پيغمبر اكرم به گونه‌اى فتح كرد كه هيچ خونريزى واقع نشود و نشد جز يك شلوغكارى مختصرى كه خالد وليد كرد و پيغمبر اكرم هم از آن كار تبرّى جست - خواه‌ناخواه حتى همان دشمنان سرسخت اسلام هم آمدند و اسلام آوردند ؛ گروه گروه مرد و زن مىآمدند و اسلام مىآوردند . مردها مىآمدند و با پيغمبر بيعت مىكردند و زنها هم مىآمدند . البته - همان‌طورى كه تاريخ و حديث بيان كرده‌اند - وقتى زنها آمدند با پيغمبر بيعت كنند فرمود نه ، من با زنها دست نمىدهم . مردها مىآمدند دست مىدادند و زنها مىآمدند ، فرمود نه ؛ گفتند پس ما چگونه بيعت كنيم ؟ فرمود يك ظرف آب بياوريد ؛ دستشان را زدند در آن ظرف آب و درآوردند ، بعد گفتند هر كس مىخواهد با من بيعت كند دستش را در اين ظرف آب بگذارد ، اين در حكم همان بيعت است . قرآن مىفرمايد : « يا ايُّهَا النَّبِىُّ اذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ يُبايِعْنَكَ عَلى انْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنينَ وَ لا يَقْتُلْنَ اوْلادَهُنَّ وَ لا يَأْتينَ بِبُهْتانٍ يَفْتَرينَهُ بَيْنَ ايْديهِنَّ وَ ارْجُلِهِنَّ وَ لا يَعْصينَكَ فى مَعْروفٍ فَبايِعْهُنَّ » اگر زنان مؤمنه - كه مدعى ايمان هستند - آمدند با تو بيعت كنند ، اين شروط را با اينها مخصوصاً قيد كن ، اگر با اين قيدها آمدند بيعت كنند با آنها بيعت كن . اول ، بيعت به اينكه شريك براى خدا قرار ندهند . اين اصل اول . در بيعت هر مردى هم اين اصل را گنجانده‌اند . ( گفته‌اند موادِ اينجا بعضى اختصاص به زنان دارد ، اكثرش مشترك است ميان زنان و مردان ، ولى در مورد زنانْ بالخصوص تصريح و روى آن تأكيد مىشود . ) بعد از اين ديگر گرد بت‌پرستى و شرك به هيچ وجه نگردند . اين اولين شرط . « وَ لا يَسْرِقْنَ » دزدى نكنند . منظور آن دزديهايى است كه بعضى زنها گاهى دزدى مىكنند ولى خودشان آن را