باب ثروت اين است كه در يك مدار محدود گردش نكند بلكه در يك مدار نامحدود يعنى در دست همه مردم [ گردش كند . ] بهترين مثل آن چرخ و فلك است .
چرخ و فلك هميشه در حال گردش است ، يعنى آن كه در آن رأس قرار گرفته مىآيد پايين و در آن پايينترين نقطه ، و آن كه در نقطه پايين بوده مىرود بالا ؛ دومرتبه همينطور گردش مىكند ، به يك حال باقى نمىماند . قرآن حرفش اين است كه پول بايد در ميان همه مردم بگردد نه در ميان يك طبقهء معين .
« وَ ما اتيكُمُ الرَّسولُ فَخُذوهُ وَ ما نَهيكُمْ عَنْهُ فَانْتَهوا وَ اتَّقُوا اللَّهَ انَّ اللَّهَ شَديدُ الْعِقاب » آنچه را كه پيامبر به شما مىدهد بگيريد و آنچه را كه از آن نهى مىكند باز بايستيد ؛ يعنى اوامر و نواهى پيغمبر بايد معيار و ملاك قانون در ميان شما باشد ؛ و از خدا بترسيد كه خداوند شديدالعقاب است .
در گذشته خوانديم كه « ما افاءَ اللَّهُ عَلى رَسولِهِ مِنْ اهْلِ الْقُرى فَلِلَّهِ و لِلرَّسولِ وَ لِذِى الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِالسَّبيلِ » يعنى آ نها را به عنوان موارد مصرف [ فىء ] معين فرمود ، ولى باز تكرار مىشود : « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ » . مفسرين همه گفتهاند اينها توضيح همان قسمتهاى قبل است . مثلًا وقتى مىفرمايد : « لِلَّه » براى خدا ، بايد مصرفش معلوم شود ؛ مقصود فىسبيلالله است . آن « فى سبيلالله » چه كسانى هستند ؟ براى فقراى مهاجرين كه از شهر و ديارشان اخراج و از اموالشان [ دور ] شدند « يَبْتَغونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً » و اكنون كه در مدينه هستند طالب فضل الهىاند يعنى دنبال كار و كسب مىروند از نظر دنيا ، و طالب رضاى حق هستند از نظر آخرت « وَيَنْصُرونَ اللَّهَ وَ رَسولَه » خدا و پيامبرش را يارى مىدهند ، كمك و سرباز اسلاماند « اولئِكَ هُمُ الصّادِقون » « 1 » اينها مردمى هستند صادق و راستين ، راست گفتار و راست كردار . آيا باز فقط به مهاجرين اختصاص دارد ، [ مورد ] مصرفْ مهاجريناند ؟ « وَالَّذينَ تَبَوَّءُو الدّارَ وَ الْايمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ » و آنان كه خانهء گِل و خانهء ايمان و دل را قبلًا براى مهاجرين آماده كردند [ ، يعنى انصار . ]
صحنهء بىنظير در تاريخ اسلامى
جملهء عجيبى است ! مهاجرين مردمى بودند كه اكثرشان در مكه بودند ؛ مردمى بودند
هامش
( 1 ) . حشر / 8 .