تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
محصول ، زراعت ، ميوه ، پوشيدنيها و خوردنيها در عالم هست ، اينها براى انسان خلق شده ؟ حرف درستى است . بعد مىگوييم اين عالم ، اين دستگاهى كه دارد اين امور مورد استفاده را تحويل بشر مىدهد ، اين رودخانه‌ها ، اين جنگلها ، اين ميوه‌ها ، اين زمينهاى پر استعداد ، اين آب و هوا ، اين عالم خلقت اينها را براى يك نفر نيافريده ، براى يك طبقه هم نيافريده ، براى همه آفريده . حرف درستى است ( وَالْارْضَ وَضَعَها لِلْانام « 1 » زمين را براى همهء مردم قرار داد ) . ولى اساس حرف تو اين است كه اصلًا پيدايش زمين به علت يك تصادف بود ، پيدايش حيات در روى زمين هم به علت يك تصادف ديگر بود ، انسان هم در اثر يك تنازع بقاى خونين به وجود آمد ؛ در اثر جنگهاى بيرحمانه‌اى كه نسلهاى حيوانات با يكديگر كردند ، يكى از نسلها شده انسان . يكديگر را خورده‌اند و به حقوق يكديگر تجاوز كرده‌اند ، مثل ميليونها كرمى كه در يك حوض بوده‌اند ، كرمهاى بزرگتر كوچكترها را خورده‌اند ؛ خوردند و خوردند تا آخر يك كرم بزرگ باقى ماند . آنوقت انسانى كه طبق فلسفهء تو اين‌جور در روى زمين به وجود آمده ، به اينجا كه رسيده يك مرتبه صاحب حق شد ؟ از كجا صاحب حق شد ؟ اصلًا حق بشريت ديگر معنى ندارد . اما اگر حق معنى دارد - كه واقعاً هم معنى دارد - اين بر اساس اصل علت غايى است يعنى اين رابطه كه « اين اشياء براى انسان آفريده شده است » . پس انسان هم براى يك حقيقت عاليتر و متعالىتر آفريده شده است . وقتى كه انسان براى يك حقيقت عاليتر و متعالىتر آفريده شده است ، آن حقيقت از انسان مقدستر است . انسان قداست خودش را به اعتبار انسانيت كسب مىكند . ما هميشه اين حرف را گفته‌ايم ؛ وقتى كه شما مىگوييد انسان شرافت دارد ، مىگوييم كدام انسان ؟ انسان زيست‌شناسى ؟ از نظر زيست‌شناسى كه جانىترين انسانها با شريف‌ترين انسانها فرق نمىكند . مثال از مسلمانها نمىآوريم . از نظر زيست‌شناسى موسى چومبه با لومومبا هيچ فرق نمىكند ، هيچ شرافتى آقاى لومومبا بر آقاى موسى چومبه ندارد ، يعنى نمىشود گفت [ چون ] مثلًا گروه خون اين از گروه خون او بهتر است يا شكل اين از شكل او زيباتر است [ اين بر او شرافت دارد . ] اين كه ملاكش نيست ؛ ملاك مسائل ديگرى است كه شما آنها را « معيارهاى انسانيت » مىناميد . پس انسانيت
هامش
( 1 ) . رحمن / 10 .