تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
ذوىالقرباى پيغمبر است ، يعنى كسانى كه صدقات بر آنها حرام است . به دليل اينكه صدقات بر آنها حرام است از اينجا مىتوانند استفاده كنند . « وَ الْيَتامى وَ الْمَساكينِ وَ ابْنِ السَّبيلِ » و براى يتيمها و مسكينها و ابن‌السبيل‌ها . سپس جمله‌اى است كه بعد تفسير مىكنم . آنگاه مىفرمايد : « لِلْفُقَراءِ الْمُهاجِرينَ الَّذينَ اخْرِجوا مِنْ دِيارِهِمْ » براى فقراى مهاجرى كه از شهرهايشان خارج شدند . بعد مىفرمايد : « وَالَّذينَ تَبَوَّءُو الدّارَ وَ الْايمانَ مِنْ قَبْلِهِمْ » و حتى براى انصار كه چنين و چنان بودند . بعد مىفرمايد : « وَالَّذينَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ » و براى كسانى كه بعد از اين مهاجرين و انصار تا دامنه قيامت بيايند . پس معنايش اين است كه در نهايت امر ، مورد مصرف فىء ، عموم مسلمين هستند .

لزوم گردش پول در ميان همهء مردم

حال چرا فىء به يتامى و مساكين و ابن السبيل و اين فقرا و ديگران برسد ؟ اينجا قرآن تعليلى كرده كه از اين تعليل يك اصل كلى براى جاهاى ديگر استفاده كرده‌اند : « كَىْ لايَكونَ دولَةً بَيْنَ الْاغْنِياءِ مِنْكُمْ » براى اينكه اين مال و ثروت ، چيزى نباشد كه فقط در ميان اغنياى شما گردش كند ؛ يعنى فلسفهء اين حكم اين است كه پول و ثروت در ميان همهء طبقات پخش شود و اختصاص به يك طبقهء معين نداشته باشد كه فقط در ميان آنها در يك مدار بسته گردش كند ، در مدار بازى باشد كه همه مردم را شامل شود . كلمهء « دُولَة » و « دَوْلَة » هر دو در زبان عرب استعمال مىشود ، هر دو هم به اعتبار تداول يعنى دست به دست شدن است . دولت را هم « دولت » مىگويند چون دست به دست مىشود يعنى براى يك نفر يا براى يك عده باقى نمىماند ، اينها مىروند عدهء ديگر مىآيند ، آن عده مىروند باز عده ديگر مىآيند . از آن جهت كه به اصطلاح يك « حالت » است به آن مىگويند « دَولة » ولى آن چيزى كه دست به دست مىشود مثل خود پست يا پول را مىگويند « دُولة » . حال قرآن مىگويد اين پول كه دست به دست مىشود نبايد در يك مدار محدود كه مدار اغنياست دست به دست شود ، بايد در مدار عموم دست به دست شود ؛ چون پول به هر حال در گردش و حركت است ، نمىتواند در يك جا بماند ، ولى اينكه پول نمىتواند در يك جا بماند دو جور است : يك وقت هست فقط در ميان يك طبقه و در يك مدار محدود گردش مىكند ، و يك وقت هست در يك مدار نامحدود گردش مىكند ؛ كه از اين جمله اين نظريهء اسلام استنباط شده است كه نظر اسلام در