مىگويم « مادامى كه خلافش ثابت نشده » مىخواهم نظريهء افرادى را كه افراط مىكنند رد كنم .
افراط و تفريط در قضاوت دربارهء مسلمين گذشته
راجع به اينكه ما در بارهء گذشتگانِ از مسلمين چه نظرى داشته باشيم ، دو نظر افراطى و تفريطى وجود دارد . بعضى مىخواهند به كلى چشم بپوشند حتى از جنايات شنيعى كه گذشتگان كردهاند . مىگويند به معاويه هم شما چيزى نگوييد ( آنها كه فقط اسمشان مسلمان بود ) ، حتى به يزيد هم شما حمله نكنيد و او را لعن نكنيد . اين ، حرف درستى نيست . خصوصاً به صحابه كه مىرسد ، مىگويند راجع به صحابه يك كلمه نگوييد ؛ هركسى كه به شرف صحبت پيغمبر رسيده يك كلمه در بارهاش نگوييد . خود صحابه به اين دستور عمل نكردهاند ؛ يعنى خود صحابه ، صحابهء ديگرى را كه منحرف شده بوده لعن هم كردهاند . پس مطلب به اين گَل و گشادى نيست .
بعضى هم كه اصلًا مىخواهند نديده بگيرند ؛ با كمال صراحت مىگويند پيغمبر موفق نشد مسلمانى بسازد و بنابراين پيغمبر مُرد در حالى كه مردم بر كفر خودشان باقى ماندند . اين هم با منطق قرآن جور درنمىآيد . پس [ نظر درست ] چيست ؟ ما بايد جز در مواردى كه با دليل ، خلاف آن ثابت شده است ، با نظر خوشبينى نگاه كنيم ، ولى در مواردى كه خلافش ثابت شده ، يعنى افرادى كه فسق يا كفرشان محرز است ، با كمال صراحت لعنشان هم مىكنيم .
« وَالَّذينَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ » كسانى كه بعد از اين دو طبقهء صالح آمدهاند « يَقولونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا » مىگويند پروردگارا مغفرت خودت را شامل حال ما كن « وَ لِاخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقونا بِالْايمانِ » ما را بيامرز و برادران ما كه قبل از ما در ايمان بر ما پيشى گرفتهاند « وَلاتَجْعَلْ فى قُلوبِنا غِلّاً لِلَّذينَ امَنوا » خدايا در دل ما غِلّى و غشّى و كينهاى براى كسانى كه ايمان آوردهاند قرار نده « انَّكَ رَؤوفٌ رَحيمٌ » تو مهربانى و تو آمرزنده هستى ، و تو صاحب لطف و مرحمت هستى . خود اين يكى از دعاهاى قرآن است :
« رَبَّنَا اغْفِرْ لَنا و لِاخْوانِنَا الَّذينَ سَبَقونا بِالْايمانِ وَ لاتَجْعَلْ فى قُلوبِنا غِلًّا لِلَّذينَ امَنوا رَبَّنا انَّكَ