تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
ولى پيغمبر به حسب نياز و مصلحت آن وقت ، چون مهاجرين فقير بودند به مهاجرين داد و لهذا به سه نفر از انصار هم داد چون محتاج بودند ، نه اينكه واقعاً [ مورد ] مصرفش منحصراً مهاجرين هستند .

ايثار « انصار »

آنگاه قرآن تأييد مىكند كه وقتى فىء به مهاجرين داده مىشود ، انصار كوچكترين ناراحتى و كوچكترين نيازى به اين فىء در روح خود احساس نمىكنند . بعد مىگويد نه تنها در آنچه به مهاجرين داده مىشود احساس نياز و ناراحتى نمىكنند ، آنچه را هم كه دارند به اينها ايثار مىكنند . « وَ لايَجِدونَ فى صُدورِهِمْ حاجَةً مِمّا اوتوا » اينها در سينه‌هاى خود احساس نياز نمىكنند به آنچه كه به مهاجرين داده مىشود و به آنها داده نمىشود بلكه « وَ يُؤْثِرونَ عَلى انْفُسِهِمْ وَ لَوْ كانَ بِهِمْ خَصاصَةٌ » انصار مهاجرين را بر خود مقدم مىدارند ، ايثار مىكنند هرچند در زندگى خودشان شكافهايى وجود دارد كه بايد ترميم شود ، يعنى گاهى خودشان نيازمند هستند . اينها چنين مردم شريف و بزرگوارى هستند ! « وَ مَنْ يوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحونَ » « 1 » و هر مردمى كه از شحّ نفس حفظ شوند ( از بخل و از حرص و از اين حالت جمع كردن و پس ندادن ) آنها رستگاران‌اند . ( « شح » حالتى است كه انسان فقط تمايل دارد به اينكه ثروت را گرد بياورد و در او كوچكترين تمايلى به اعطاء وجود ندارد . ) اين « وَ مَنْ يُوقَ » نشان مىدهد كه حالت جماعت و جامعه را بيان مىكند : هر جامعه‌اى كه از شحّ نفس محفوظ بماند آن جامعه رستگار است . گروه سوم . ممكن است كسى بگويد پس آيا اگر فيئى بوده ، مال مهاجرين و انصار آن وقت بوده ؟ حالا كه ديگر مهاجرين و انصارى وجود ندارد ، [ و اساساً ] بعد از يك نسل ، ديگر مهاجر و انصارى وجود ندارد . « وَالَّذينَ جاءُو مِنْ بَعْدِهِمْ » و كسانى كه بعد از اينها مىآيند . ممكن است از اين فىءها به صورت اموال غير منقول باقى بماند ( يا فىءهايى كه بعد گرفته مىشود ) ، باز تعلق پيدا مىكند به مردمى كه در نسلهاى آينده خواهند آمد . باز آنها چه روحيه‌اى دارند ؟ آيه نشان مىدهد كه [ راجع به مسلمين گذشته ] مادامىكه خلافش ثابت نشده [ بايد خوشبين باشيم . ] اينكه
هامش
( 1 ) . حشر / 9 .