تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 740

مساهمون:

ص٧٤٠
بود در دو فرسخى فريمان و سر راه مشهد به نام « نعمان » كه الآن هم هست . يكى از دوستان ما آنجا بود و از ما دعوت كرده بود كه برويم يك دو شبى مهمان او باشيم و از آنجا سوار ماشين بشويم . قرار بود كه ما اين دو فرسخ را با اسب برويم . من با والده و ديگران خداحافظى كردم و آنها داشتند گريه مىكردند . آمدم بيرون . سوار اسب كه شدم سيدى را ديدم كه از روبرو دارد مىآيد . گفتم خدا نكند اين زنها متوجه بشوند ، اگر متوجه بشوند محال است بگذارند من بروم . آمد و آمد ، جلوى اسب مرا گرفت و گفت : ان‌ْشاءَاللَّه ديگر بر نمىگردى ( خندهء حضار ) . مقصود او اين بود كه آيا مىخواهيد برويد « نعمان » و بعد برگرديد از اينجا با ماشين برويد مشهد يا ان‌ْشاءَاللَّه يكسره مىخواهيد برويد قم ؟ گفت : ان‌ْشاءَاللَّه ديگر بر نمىگرديد . خنديدم و گفتم : « نه ، ان‌ْشاءَاللَّه ديگر بر نمىگردم ، يكسره مىروم » . ما بعد صد بار ديگر برگشتيم . آن وقت اين داستان را به والده‌ام و ديگران بروز ندادم ولى بعدها اين قصه براى من سوژه‌اى شده بود در فريمان كه آخر اين چرندها چيست ؟ اين مزخرفات چيست ؟ براى خود من يك چنين حادثه‌اى پيش آمد ، سيد آمد و چنين حرفى هم گفت - كه خود اين حرف هم انسان را تكان مىدهد - و ما هيچ گرفتار اين حرفها نشديم . ( گفت كه بادمجان بد آفت ندارد . ) - حاج آقا ! نتيجه‌اش اين است كه روحانى شديد . استاد : نه ، [ روحانى ] بوديم . اتفاقاً همين كه ايشان مىگويند ؛ عين اين قصه‌اى كه براى سادات بود ، در سى و پنج سال پيش [ براى روحانيون بود ؛ ] آخوندها را سوار هيچ ماشينى نمىكردند ، مىگفتند پنچر مىشود ( خندهء حضار ) . ماشينها هم كه اغلب قُراضه بود ، ماشينهاى حالا كه نبود ، بالاخره خراب مىشد . چقدر آخوندها را وسط راه پياده مىكردند ! يا مثلًا ژاندارم چشمش به يك آخوند در ماشين مىافتاد ، بهانه‌گيرى مىكرد ، بعد مىگفتند از شومى اين آخوند است ؛ در حالى كه اين ، شومى دولت است ، به آخوند مربوط نيست . حالا ديگر اين حرف هيچ گفته نمىشود . اين ماشينهاى نو كه آمد ديگر اين شومى ور افتاد . غرض اين است : ما از مجموع اخبار و روايات اينچنين استفاده مىكنيم - زمانى ما روى همهء اينها مطالعه كرديم ، آخر اين طور نتيجه گرفتيم - كه يا اين مسائل اساساً تأثيرى در زندگى انسان ندارد و يا اگر دارد اين سه چيز ( چون هر سهء اينها در روايات هست ) : توكّل به خداوند ، متوسّل شدن به اولياء خدا و صدقه دادن
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 740 | مرتضى مطهرى