تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 739

مساهمون:

ص٧٣٩
زمانى كه شيعه در ايران فوق‌العاده در اقليت بوده‌اند و سيدها را هر جا گير مىآوردند زنده‌زنده لاى جرز مىگذاشتند ( زمان بنى العباس ) . يكى اينكه مردم به قم و كاشان متلك مىگويند . اين كه مىگويند « نه قم خوبه نه كاشون ، لعنت به هر دوتاشون » مربوط به دوره‌اى است كه مردم همهء شهرها سنّى بودند جز اين دو شهر كه شيعه بودند و آنها كه سنّى بودند تا اسم قم و كاشان را مىبردند هر دو را لعن مىكردند چون قم و كاشان از قديم الايام دارالمؤمنين و دارالشيعه بوده . ايشان مىگفت اين مضمون و متلكى كه راجع به اين دو شهر مىگويند به اعتبار اين است كه همه جاى ديگر سنّى بودند و اينها شيعه بودند و سنّيها به شيعه‌ها فحش مىدادند . يكى ديگر اينكه در دوره‌هايى كه سادات را هر جا گير مىآوردند نه فقط خود آن سيد را از بين مىبردند بلكه اگر در خانه‌اى سيدى پيدا مىكردند ديگر آن خانه امنيت نداشت و تمام آن خانه و زندگى به باد مىرفت ، در آن دوره‌ها اگر سيدى به خانه‌اى مىآمد اين امر مساوى بود با اينكه آن خانمان به باد برود . كم‌كم در ذهنها رسوخ يافت كه اگر به اينجا سيدى آمد [ زندگى ما بر باد رفته است . ] البته اين از ناحيهء دولت وقت بود ؛ يعنى اگر سيدى آمد ، دولت وقت ديگر براى ما زندگى نخواهد گذاشت ؛ و اين‌همه امامزاده‌هايى كه در ايران درست شدند اغلب همين سيدهايى هستند كه به دست دولتهاى وقت كشته شدند . كم‌كم مردم اين نحوست يعنى شومىاى را كه از ناحيهء دولتها متوجه خانواده‌ها بود ( خيلى عقايد اين طور تحول پيدا مىكند ) به حساب خدا و عالم گذاشتند كه اصلًا اوضاع عالم اين‌جور اقتضا مىكند كه اگر سيدى پيدا شد پشت سرش بدبختى و بيچارگى بيايد ، در صورتى كه اين به اوضاع عالم و به خدا ارتباط ندارد ، امرى بوده مربوط به دولتهاى ظالم .

خاطره‌اى از فريمان

براى خود من حادثهء خنده‌آورى پيش آمد و آن اين بود كه همان سالهايى كه ما [ طلبه بوديم ] از قم آمده بوديم به فريمان و بعد از يكى دو ماه كه مانده بوديم قرار بود كه برگرديم قم . والدهء ما ( خدا او را بيامرزد ) در آن زمان حيات داشتند و طبيعى است كه زنها در مسافرتهاى يك ساله و دوسالهء نزديكان ناراحتند . در فريمانِ ما آن وقت هنوز ماشين زياد نبود ؛ جاده تازه درست شده بود ولى ماشين زياد نبود . دهى