يُبايِعونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » « 1 » آن مربوط به مؤمنين مىشود ، اين راجع به پيغمبر است .
فرمود : « انَّ الَّذينَ يُبايِعونَكَ انَّما يُبايِعونَ اللَّهَ » [ كسانى كه با تو بيعت مىكنند ] با خدا بيعت مىكنند ؛ بيعت با تو بيعت با خداست . بالاتر از اين ، « يَدُ اللَّهِ فَوْقَ ايْديهِمْ » دست خداست بالاى دست آنها ؛ يعنى چه ؟
معناى « بيعت »
بيعت از مادهء « بيع » به معنى فروختن است . حقيقت بيعت پيمان است ، همين چيزى است كه ما امروز در مواقعى به آن مىگوييم دست دادن . مثلًا شخصى مىگويد اگر من افرادى كمك پيدا كنم حاضرم پانصد هزار تومان براى فلان كار خير سرمايهگذارى كنم . به يكى كه آنجا نشسته و چنين روحى دارد مىگويد حاضرى همين مقدار سرمايهگذارى كنى ؟ مىگويد بله ، مىگويد دست بده . اين دست دادن چيست ؟ فردى حرف مىزند ، يك حرف هم ديگرى مىزند ، ولى وقتى كه مىخواهند اين را به صورت مؤكد در بياورند ، دستهايشان را روى همديگر مىگذارند . اين دستها را كه مىگيرند و فشار مىدهند ، اين فشار دادن يعنى من قول دادم ، من متعهد شدم . در عرب هم همين كار معمول بوده كه اسم اين را مىگذاشتند « بيعت » . وقتى كسى [ مىخواست ] آمادگى خودش را براى امرى ، براى نصرت و يارى شخصى ، يا به عنوان خلافت او [ اعلام كند ] مىآمد دست مىداد و بيعت مىكرد و اين را پيمان خيلى مؤكدى مىشمردند و نقض بيعت را جايز نمىدانستند و طبعاً هم جايز نيست ( نقض بيعت را مىگفتند « نكث » ، كه اينجا مىخوانيم : فَمَنْ نَكَثَ فَانَّما يَنْكُثُ عَلى نَفْسِهِ ) چون وفاى به پيمان يك امر عقلى و انسانى است كه « يا ايُّهَا الَّذينَ امَنوا اوْفوا بِالْعُقود » « 2 » .
در قضيهء حديبيه وقتى كه كار سخت شد و احتمال اينكه درگيرى و جنگ شديدى رخ بدهد [ قوّت گرفت ] و مسلمين همچنين آمادگىاى داشتند ، غير از يك نفر بقيه همه آمدند با پيغمبر اكرم در زير آن درخت بيعت كردند . قرآن اينجا مىفرمايد : آنها كه با تو بيعت كردند درواقع با خدا بيعت كردند . مقصود اين است كه
هامش
( 1 ) . فتح / 18 .
( 2 ) . مائده / 1 .